نورسانشعر و موسیقیِ پارسی
غزل شمارهٔ ۲۸۶۸

در دلت چیست عجب که چو شکر می‌خندی

۵:۱۰مولاناYou Laugh Like the Dawn · Rumi

شعر

در دلت چیست عجب که چو شکر می‌خندی

در این شعر، شاعر به تمجید از معشوقی می‌پردازد که همچون گل در بهار می‌خندد و زیبایی‌اش باعث خوشحالی جهان شده است. او شکوه و زیبایی این معشوق را توصیف می‌کند و به تأثیر خنده‌اش بر پیرامونش اشاره می‌کند. شاعر همچنین به تعادل میان عشق و شرر در زندگی اشاره می‌کند و بیان می‌کند که معشوق همواره در حال شادی و خنده است، حتی در زمان‌هایی که دیگران در غم به سر می‌برند. از طرفی، شرایط مبهم و دشوار زندگی را با نمادهایی چون باغ خشکیده و دشمنان سرشار از تیر و کینه مقایسه می‌کند، و در نهایت همگان را به تمسخر و شراب‌خواری در عشق دعوت می‌کند.

خلاصهٔ شعر از گنجور

برای شنیدنِ هر بیت، روی آن بزنید.
  1. در درونت چه راز و شگفتی وجود دارد که مانند شکر، با لبخند به زندگی نگاه می‌کنی؟昨夜 با چه کسی بودی و اکنون صبح دوباره لبخند به لب داری؟

    شرح از گنجور

  2. ای بهاری که با وجود تو، دنیا شاداب و خوشحال است، تو مانند درختی در دشت گل‌ها شکفته‌ای و با نشاط می‌خندی.

    شرح از گنجور

  3. تو با زیبایی خود، آتشی در دل بت و بتخانه افکنده‌ای و خود در این آتش نشسته‌ای و همچون زر می‌خندی.

    شرح از گنجور

  4. به حالت شاداب و شنگول از دنیای پرهیاهو و گناه خارج می‌شوی و به زندگی و اتفاقات جهان با نگاهی دلنشین و خندانی می‌نگری. مثل شعله‌ای که به زندگی و اطرافش روشنی می‌بخشد، تو هم به همه چیز با خنده و لبخند می‌نگری.

    شرح از گنجور

  5. خداوند مانند گلی که از خنده‌ی تو خوشبو بوده، اکنون به طرز دیگری در حال خندیدن است.

    شرح از گنجور

  6. باغی که پر از درختان بود، از سرمای پاییز خشک شده است. اما چرا تو در این میان همچنان شاداب و خندان هستی، همانند گلی تازه؟

    شرح از گنجور

  7. تو مانند ماهی هستی و اگر دشمن به سمت تو تیراندازی کند، تو مانند ماه از آسمان بر آن تیر و سپر می‌خندی.

    شرح از گنجور

  8. عطر خوش مشکی تو به هوا می‌پیچد و روشنایی تو مانند خورشیدی است که به ماه می‌خندد.

    شرح از گنجور

  9. تو حقیقت را می‌دانی و به‌وضوح می‌بی‌ند، پس به گمان‌ها و تقلیدها بخند. تو به همه چیز به‌طور کلی نگاه می‌کنی و به داستان‌ها و اخبار هم می‌خندی.

    شرح از گنجور

  10. در هر لحظه و در هر جا، تو آنقدر زیبا و دلنشین هستی که حتی در مسیرهای طولانی و در سفرهایت هم می‌خندی و شاداب هستی.

    شرح از گنجور

  11. تو از دل تاریکی و عدم به نور و زندگی قدم گذاشته‌ای و با لبخند زینت‌های زیبای خود را بر سر و تاج و کمر می‌آوری.

    شرح از گنجور

  12. همه مثل یک سگ گرسنه دهانشان را باز کرده‌اند و در حال نگاه کردن به تو هستند، تویی که بر گرسنگی گاوان می‌خندی.

    شرح از گنجور

  13. آهوها که از تند دم تو به شدت آسیب دیده‌اند، حالتی از خون دل دارند و این نشان‌دهنده رحمت توست که با لبخند به این وضعیت نگاه می‌کنی.

    شرح از گنجور

  14. آهوها را در زمان شکار به دام می‌خوانی، ای آن که بر ترفند و فریب شکارچی می‌خندی.

    شرح از گنجور

  15. دو یا سه بیتی که باقی مانده را برای من بگو، ای مستانه! چرا که تو با خنده‌ات باعث می‌شوی دل من بی‌قرار و آشفته شود.

    شرح از گنجور

متنِ شعر از گنجور.

شناسنامهٔ شعر

قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قافیه
رمیخندی
دفتر
غزلیات
ابیات
۱۵

دیگر روایت‌ها۱

همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو می‌شنوید.

  • خوانش اصلی۵:۱۰
  • خوانش دیگر۴:۳۵

ویدیو

از یوتیوبگشودن در یوتیوب ←

نسخه‌های خطی۲

کلیات شمس یا دیوان کبیر با تصحیحات و حواشی بدیع‌الزمان فروزانفر » تصویر 1657کلیات شمس تبریزی انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۷۶ » تصویر 1051

تصاویر از موزهٔ گنجور

تصویرها۱۰

Extreme close-up of a single flickering candle flame casting a warm glow against a dark, textured clay wall.
Extreme close-up of a single flickering candle flame casting a warm glow against a dark, textured clay wall.
Vast wide shot of a circular stone courtyard where a solitary silhouette of a dervish stands in the center under a single beam of light.
Vast wide shot of a circular stone courtyard where a solitary silhouette of a dervish stands in the center under a single beam of light.
Low-angle shot looking up through the intricate geometric patterns of a high mosque dome at a twilight sky filled with floating gold dust.
Low-angle shot looking up through the intricate geometric patterns of a high mosque dome at a twilight sky filled with floating gold dust.
Framed through an ornate arched doorway, a silhouette of a person standing amidst a garden of wilting flowers at autumn, bathed in soft dawn light.
Framed through an ornate arched doorway, a silhouette of a person standing amidst a garden of wilting flowers at autumn, bathed in soft dawn light.
Macro shot of golden amber resin dripping down a dry, ancient tree branch, catching the light like liquid honey.
Macro shot of golden amber resin dripping down a dry, ancient tree branch, catching the light like liquid honey.
Overhead top-down shot of a circle of clay prayer beads arranged perfectly on a hand-woven Persian rug inside a dimly lit sanctuary.
Overhead top-down shot of a circle of clay prayer beads arranged perfectly on a hand-woven Persian rug inside a dimly lit sanctuary.
Silhouette of an outstretched hand reaching towards an intense, blinding shaft of divine light penetrating through a small window lattice.
Silhouette of an outstretched hand reaching towards an intense, blinding shaft of divine light penetrating through a small window lattice.
Wide shot of a desolate desert horizon at dusk, with a lone, blurred figure walking toward the fading light of the setting sun.
Wide shot of a desolate desert horizon at dusk, with a lone, blurred figure walking toward the fading light of the setting sun.
Extreme close-up of a weathered, ancient wooden scroll resting on a prayer mat, with dust motes dancing in the air above it.
Extreme close-up of a weathered, ancient wooden scroll resting on a prayer mat, with dust motes dancing in the air above it.
Vast, cinematic wide shot of a silhouette standing on an ancient battlement, facing a vast, ethereal void as the sky transitions from deep purple to soft morning gold.
Vast, cinematic wide shot of a silhouette standing on an ancient battlement, facing a vast, ethereal void as the sky transitions from deep purple to soft morning gold.

دیگر آثار مولانا