نورسانشعر و موسیقیِ پارسی
غزل شمارهٔ ۳۶

از ره دیوار بیا

۳:۲۸مولاناCome Through the Wall · Rumi

شعر

خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگر بار بیا

این شعر دعوت به درد و شوق و سرخوشی است. گوینده از کسی (احتمالاً محبوب یا خدا) می‌خواهد که دوباره بیاید و شور زندگی را با خود بیاورد. او به عشق و longing اشاره می‌کند و از محبوبش می‌خواهد که در جمع عاشقان حاضر شود و شادی و نور را به زندگی‌ها بازگرداند. شعر همچنین به زیبایی و لطافت عشق و نیاز به وصال اشاره دارد و در نهایت به تنگنای دل و عواطف انسانی می‌پردازد که در جستجوی روشنایی و خوشی است.

خلاصهٔ شعر از گنجور

این شعر ۱۳ بیت دارد؛ در این خوانش ۹ بیت خوانده شده.برای شنیدنِ هر بیت، روی آن بزنید.
  1. ای آقا، ای بزرگ، دوباره بیا و دل ما را از غم رها کن. ای ماه زیبا، ای جوانمرد، دوباره نزد ما بیا و دل‌های ما را شاد کن.

    شرح از گنجور

  2. عاشق تنها و غمگین به دنیای پرشور و هیجان نگاه کن، به کسی که عطش دارد ولی در حال مستی است، ای نوشندهٔ شراب، بیا.

    شرح از گنجور

  3. تو دلیل هستی و وجود منی، همچون بلبل شاداب و سرمست که به سمت گلزار می‌رود. بیایید و به من ملحق شو.

    شرح از گنجور

  4. گوش توی دیده توی وز همه بگزیده توی

    یوسف دزدیده توی بر سر بازار بیا

    گوش تو به تصویر تو توجه دارد و از همه چیز عبور کرده است. تو همچون یوسف که دزدیده شده، بر سر بازار بیا.

    شرح از گنجور

  5. ای که از دید پنهان شده‌ای، ای روح و زندگی همه‌ی امور، دوباره به رقص درآ، بدون دل و دستار!

    شرح از گنجور

  6. روشنی روز توی شادی غم سوز توی

    ماه شب افروز توی ابر شکربار بیا

    در روز روشن تو، شادی و غم همزمان وجود دارد. تو مانند ماهی هستی که شب را روشن می‌کند و همچون ابری پر از شیرینی، مهربانی می‌کنی. بیا و در این فضا با من باش.

    شرح از گنجور

  7. ای علم عالم نو پیش تو هر عقل گرو

    گاه میا گاه مرو خیز به یک بار بیا

    ای کسی که در علم و دانش برتری، عقل‌ها به زمین می‌افتند و در حضور تو به تسلیم در می‌آیند، گاهی اینجا و گاهی آنجا نرو، تنها یک بار با قدرت و انگیزه بیاید.

    شرح از گنجور

  8. ای دل که همیشه در عطش شور و شوق هستی، چه مدت دیگر باید در این حال بمانی؟ حالا که انگور رسیده است، بیایید و از آن استفاده کنیم و می را بچشیم.

    شرح از گنجور

  9. ای شب پر از آشفتگی، تو برو و ای غم‌هایی که هنوز گفته نشده‌اند، تو هم برو. ای اندیشه خاموش، تو هم برو و ای دولت و خوشبختی بیدار، به پیش بیا.

    شرح از گنجور

  10. ای دل بی‌قرار، بیا و خود را بیاور، حتی اگر راه بسته باشد و دیواری در میان باشد، بیایید.

    شرح از گنجور

  11. ای جان پاک، به سوی ما بیا، همچون نوح که کشتی نجات را آورد. بیا و آرزوی روح و زندگی را با خود بیاور، و مرهمی برای زخم‌های ما بیاور تا بیماری‌هایمان را درمان کنی.

    شرح از گنجور

  12. ای مه افروخته رو آب روان در دل جو

    شادی عشاق بجو کوری اغیار بیا

    ای ماه زیبا، بر آب روان نگاهی بیفکن و در دل جوی شادی و خوشحالی عاشقان را جستجو کن و چشم افراد بی‌خبر را ببند.

    شرح از گنجور

  13. بس است ای سخنور، دیگر از این گفت‌وگوهای بی‌فایده بگذار. دیگر بس کن از بیان و گفتار بی‌هدف، بی‌آنکه روحی در آن باشد.

    شرح از گنجور

متنِ شعر از گنجور.

شناسنامهٔ شعر

قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
قافیه
اربیا
دفتر
غزلیات
ابیات
۱۳

دیگر روایت‌ها۳

همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو می‌شنوید.

  • خوانش اصلی۳:۲۸
  • خوانش دیگر ۲۳:۴۲
  • خوانش دیگر۳:۲۷
  • خوانش دیگر ۳۳:۲۸

ویدیو

این شعر را دیگران هم خوانده‌اند۶

  • همایون کاظمیخواجه بیا
  • همایون کاظمیشعرخوانی: خواجه بیا
  • محمد معتمدیسرمست
  • رضا یزدانیای عاشقان
  • علی عظیمیهیهات
  • امیر اثنی عشریتصنیف رقص کنان

فهرست از گنجور

نسخه‌های خطی۲

کلیات شمس یا دیوان کبیر با تصحیحات و حواشی بدیع‌الزمان فروزانفر » تصویر 63کلیات شمس تبریزی انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۷۶ » تصویر 54

تصاویر از موزهٔ گنجور

تصویرها۸

The young Khorasani woman reciter — madder-red coat, patterned wool headscarf — stands centred on a moonlit mud-brick threshing floor, her small goat-skin frame drum raised, mouth open on a call.
The young Khorasani woman reciter — madder-red coat, patterned wool headscarf — stands centred on a moonlit mud-brick threshing floor, her small goat-skin frame drum raised, mouth open on a call.
Inside a low vaulted brick chamber, a painted Persian inscription above its niche, the young Khorasani woman reciter kneels frontally, tipping a small unglazed clay cup already drained dry.
Inside a low vaulted brick chamber, a painted Persian inscription above its niche, the young Khorasani woman reciter kneels frontally, tipping a small unglazed clay cup already drained dry.
Cold pine-viridian first light on an open threshing ground: a long unwound white turban-cloth left across the packed earth inside a wide circle of pressed footmarks.
Cold pine-viridian first light on an open threshing ground: a long unwound white turban-cloth left across the packed earth inside a wide circle of pressed footmarks.
Deep madder-red lamplight in a vaulted press-house.
Deep madder-red lamplight in a vaulted press-house.
The young Khorasani woman reciter in her madder-red coat and patterned wool headscarf stands frontally with both arms lowered and open, letting go, as the blue-black night withdraws in flat overlapping planes behind h…
The young Khorasani woman reciter in her madder-red coat and patterned wool headscarf stands frontally with both arms lowered and open, letting go, as the blue-black night withdraws in flat overlapping planes behind h…
Hard clean daylight on a blank lime-plastered wall with no opening; beside it a barred wooden door carved with a line of Persian calligraphy.
Hard clean daylight on a blank lime-plastered wall with no opening; beside it a barred wooden door carved with a line of Persian calligraphy.
Rose-and-white dawn over calm floodwater.
Rose-and-white dawn over calm floodwater.
Full-moon night again on the same mud-brick threshing floor, now flooded silver-white, star-points thick overhead.
Full-moon night again on the same mud-brick threshing floor, now flooded silver-white, star-points thick overhead.

دیگر آثار مولانا