
شعر
یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا
این شعر به توصیف رابطه عمیق و عاشقانه بین عاشق و معشوق میپردازد. شاعر معشوق را به عنوان یار، غار، نگهبان، نور، و منبع حیات خود معرفی میکند و او را در تمام جنبههای زندگیاش ضروری و حیاتی میداند. معشوق در این شعر نمادهایی چون نجاتدهنده، لذت و درد، و سرچشمه امید است. شاعر از معشوق میخواهد که همواره در کنار او باشد و او را از تنهایی و کمبودها رها کند. در نهایت، شاعر به مشکلات و چالشهایی که در پی این عشق وجود دارد، اشاره میکند و از معشوق میخواهد که ناامیدی را از دلش دور کند.
خلاصهٔ شعر از گنجور
دوست من، پناه من، عشق سوزان من، تو یار منی، پناه منی، و نگهبان من.
شرح از گنجور
تو همان نوح هستی، روح تویی، پیروز و مغلوب تویی. دل تو پر از معانی است، و در دروازهٔ اسرار من قرار داری.
شرح از گنجور
تو نور و روشنی منی، شادی و سروری تویی، قدرت و موفقیت تنها از توست. تو چون پرندهای در کوه طور، من را با چنگال خود خسته و ناتوان کردهای.
شرح از گنجور
تو مانند قطرهای هستی و در عین حال به بزرگی دریا، نعمت و لطفی و همزمان ممکن است خشمگین باشی. تو حس شیرینی را فراهم میکنی و میتوانی تلخی بیاوری. بیشتر من را آزار نده
شرح از گنجور
در این مصرع ایهامی هست که آیا روضه امید منظور سخنان امیدوار کننده است یا روزنه که در صحبت ها ما هم وجود دارد که میگوییم روزنه امید به معنی مجرا کوچک از امیدواری
شرح از گنجور
روز تویی یعنی تو بهترین و روشنترین روزها هستی. تو نتیجه و حاصل دعای من هستی. تو مانند آب هستی که در کوزه قرار دارد و آب این دِه به من هدیه میشود. این بار من را هم در نظر بگیر و به من لطف کن.
شرح از گنجور
تو دانه هستی، دام هستی، شراب هستی و جام هستی. هم پختهای و هم خام. نگذار که من در این حال خام بمانم.
شرح از گنجور
تو اگر این تن را کم تنی کنی (هر آنچه که لازمه تن بودن است را انجام دهی) دلم که مانند یک راه است را کم تخریب میکنی. تو دل من شدی (یعنی دلم را بطور کامل نفی و تخریب کردی در نتیجه تنم را کاملا تنی میکنی و هر آنچه لازمه تن بودن من است از جمله سخن گفتنم در اراده و اختیار توست) پس دیگر این همه گفتار (و هیچ سخنی) را نمیتوانم بگویم. [چرا که تو دیگر درون من هم شدی و من مطلقا هیچ اراده ای از خود ندارم]
شرح از گنجور
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- غزل
- وزن
- مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
- قافیه
- ارمرا
- دفتر
- غزلیات
- ابیات
- ۸
دیگر روایتها۹
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۳:۰۷
- خوانش دیگر۳:۲۵
- خوانش دیگر ۵۳:۰۷
- خوانش دیگر ۷۳:۱۲
- خوانش دیگر ۹۳:۱۷
- خوانش دیگر ۶۳:۲۸
- خوانش دیگر ۲۳:۲۷
- خوانش دیگر ۸۳:۳۱
- خوانش دیگر ۳۳:۰۶
- خوانش دیگر ۴۳:۲۲
ویدیو
این شعر را دیگران هم خواندهاند۱۲
- حسین علیزاده — باده توئی
- شهرام ناظری — یار مرا...(قطعه ی ضربی حجاز)
- محسن چاوشی — قلاش
- مهران مدیری — یار تویی
- ارسلان کامکار — یار مرا
- محسن چاوشی — قلاش
- محسن نامجو — یار مرا
- مهران مدیری — یار تویی
- محمد عبداللهی — نیشکر
- گیتی — مولانا
- عارف محسن — یار مرا
- فریبرز زینالی — عشق جگر خوار
فهرست از گنجور
نسخههای خطی۲
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۸













