
شعر
غزل شمارهٔ ۱۶۲
این شعر ۱۴ بیت دارد؛ در این خوانش ۷ بیت خوانده شده.برای شنیدنِ هر بیت، روی آن بزنید.
نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم
چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را
چو من اندر تک جویم چه روم آب چه جویم
چه توان گفت چه گویم صفت این جوی روان را
چو نهادم سر هستی چه کشم بار کهی را
چو مرا گرگ شبان شد چه کشم ناز شبان را
جهت گوهر فایق به تک بحر حقایق
چو به سر باید رفتن چه کنم پای دوان را
ز شعاع مه تابان ز خم طره پیچان
دل من شد سبک ای جان بده آن رطل گران را
منگر رنج و بلا را بنگر عشق و ولا را
منگر جور و جفا را بنگر صد نگران را
بطلب امن و امان را بگزین گوش گران را
بشنو راهدهان را؛ مگشا راه دهان را
متنِ شعر از گنجور.
تصویرهای این اثر۸








نسخههای خطی۲
تصاویر از موزهٔ گنجور





