نورسانشعر و موسیقیِ پارسی
غزل شمارهٔ ۱۶۲

تو مرا جان و جهانی

۴:۱۹مولاناYou Are My Soul and World · Rumi

شعر

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را

این شعر درباره عشق و وابستگی عمیق به محبوبی است که همه چیز زندگی را برای شاعر معنی می‌دهد. شاعر از دشواری‌های زندگی و چالش‌های زمانه صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه عشق به محبوبش او را از تمام مشکلات و ناامیدی‌ها دور می‌کند. او به بی‌معنی بودن جهان بدون محبوبش اشاره می‌کند و با حسرت از عمیق‌ترین احساسات خود نسبت به او می‌گوید. در نهایت، شاعر از خواندن عشق و زیبایی‌ها، فراموش کردن رنج‌ها و غم‌ها و جستجوی صلح و امنیت در عشق می‌گوید.

خلاصهٔ شعر از گنجور

این شعر ۱۴ بیت دارد؛ در این خوانش ۷ بیت خوانده شده.برای شنیدنِ هر بیت، روی آن بزنید.
  1. تو برای من مانند جان و جهان هستی، حالا برای چه کار باید به جان و جهان فکر کنم؟ تو برای من گنجی با ارزش هستی، پس چه نیازی به اندیشیدن به سود و زیان دارم؟

    شرح از گنجور

  2. نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم

    چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را

    نفس من شریک لذت شراب و کباب است. وقتی در این اوضاع نابسامان هستم، چه می‌توانم در برابر گذر زمان انجام دهم؟

    شرح از گنجور

  3. من از همه‌ی مردم فرار کردم و از هر چیز دور شدم. نه در خفا هستم و نه به‌طور آشکار، حالا چه باید بکنم با این جهان و وجود؟

    شرح از گنجور

  4. من از دیدن تو مست و شیدا هستم و دیگر به هیچ چیز اهمیت نمی‌دهم. چون تو مانند یک شکار برای من هستی و حالا نمی‌دانم با تیر و کمان چه کنم.

    شرح از گنجور

  5. چو من اندر تک جویم چه روم آب چه جویم

    چه توان گفت چه گویم صفت این جوی روان را

    وقتی من در تکاپو و جستجوی خودم هستم، نمی‌دانم به کجا بروم و چه چیزی را دنبال کنم. نمی‌دانم چطور می‌توانم توصیف کنم این جریان و زندگی‌ام را.

    شرح از گنجور

  6. چو نهادم سر هستی چه کشم بار کهی را

    چو مرا گرگ شبان شد چه کشم ناز شبان را

    وقتی که وجودم را در خطر می‌بینم، چه باری می‌توانم تحمل کنم؟ وقتی که گرگ شبان من شده، چه فایده‌ای دارد که از ناز و نعمت او سخن بگویم؟

    شرح از گنجور

  7. عشق چقدر لذت بخش و شگفت‌انگیز است، مانند نوشیدنی‌ای که در دست داریم. چه خوب است وقتی در جایی آرام و دلپذیر نشسته‌ایم و می‌توانیم با عمق وجود احساس کنیم.

    شرح از گنجور

  8. هر ذره‌ای از وجود تو مانند یک جهان است و هر قطره از تو مثل یک روح زنده است. وقتی تو به ما نشانی می‌دهی، نام و نشانی چه معنایی دارد؟

    شرح از گنجور

  9. جهت گوهر فایق به تک بحر حقایق

    چو به سر باید رفتن چه کنم پای دوان را

    برای دستیابی به گوهری برتر از تمامی حقیقت‌ها، باید به قله‌های معرفت رسید. اما با این حال، وقتی که پاها در حال دویدن هستند، چه باید کرد؟

    شرح از گنجور

  10. تو با شمشیری که هیچ کس توانایی مقابله با آن را ندارد، به ما آسیب زدی و همه چیز من را گرفتی. حالا چه چیزی باید به کسی بدهم تا راضی شود؟

    شرح از گنجور

  11. ز شعاع مه تابان ز خم طره پیچان

    دل من شد سبک ای جان بده آن رطل گران را

    از نور ماه درخشان و از پیچش موهای دلربا، دلم سبک و سبک‌تر شد. ای جان، آن بار سنگین را به من بده!

    شرح از گنجور

  12. منگر رنج و بلا را بنگر عشق و ولا را

    منگر جور و جفا را بنگر صد نگران را

    به جای اینکه به رنج و سختی‌های زندگی توجه کنی، بر عشق و محبت تمرکز کن. به جای دیدن بی‌عدالتی‌ها و ظلم‌ها، به هزاران زیبایی و خوبی که در زندگی وجود دارد، نگاه کن.

    شرح از گنجور

  13. غم را با لطف و نیکی صدا کن و از درد، شادی بساز. همچنین از این زیبایی، آرامش و امنیت را طلب کن.

    شرح از گنجور

  14. بطلب امن و امان را بگزین گوش گران را

    بشنو راه‌دهان را؛ مگشا راه دهان را

    به دنبال امنیت و آرامش باش و به حرف‌های عاقلانه توجه کن. از صحبت‌های بی‌پایه و بی‌مفاهیم دوری کن و راهی برای بیان نادرست کلام نداشته باش.

    شرح از گنجور

متنِ شعر از گنجور.

شناسنامهٔ شعر

قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
قافیه
انرا
دفتر
غزلیات
ابیات
۱۴

دیگر روایت‌ها۱

همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو می‌شنوید.

  • خوانش اصلی۴:۱۹
  • خوانش دیگر۳:۴۵

ویدیو

از یوتیوبگشودن در یوتیوب ←

این شعر را دیگران هم خوانده‌اند۷

  • داود آزادتا تو نیایی
  • علیرضا شاه محمدیساز و آواز، فیلی، درآمد شکسته (آواز بیات ترک)
  • علیرضا شاه محمدیساز و آواز، درآمد، اشاره به دشتی (آواز بیات ترک)
  • شکیلاجان جهان
  • شاهین نجفیچه کنم (زنده)
  • رعنا فرحاننفسی
  • علیرضا قربانیمست عشق

فهرست از گنجور

نسخه‌های خطی۲

کلیات شمس یا دیوان کبیر با تصحیحات و حواشی بدیع‌الزمان فروزانفر » تصویر 137کلیات شمس تبریزی انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۷۶ » تصویر 100

تصاویر از موزهٔ گنجور

تصویرها۱۰

A circle of whirling dervishes in a vast domed semahane, white robes blurred with motion, shafts of golden light falling from high latticed windows through swirling dust
A circle of whirling dervishes in a vast domed semahane, white robes blurred with motion, shafts of golden light falling from high latticed windows through swirling dust
A vast, abstract desert landscape at twilight, where golden sand dunes meet a deep indigo sky, ethereal and infinite.
A vast, abstract desert landscape at twilight, where golden sand dunes meet a deep indigo sky, ethereal and infinite.
A close-up of a silver wine goblet held by elegant hands, liquid reflecting light like molten gold, shimmering silk sleeves visible.
A close-up of a silver wine goblet held by elegant hands, liquid reflecting light like molten gold, shimmering silk sleeves visible.
A lone dervish silhouette spinning in a moonlit courtyard, the fabric of the robe blurring into a circular motion, soft dust motes dancing in light.
A lone dervish silhouette spinning in a moonlit courtyard, the fabric of the robe blurring into a circular motion, soft dust motes dancing in light.
A lush, hidden rose garden at night, glowing crimson velvet petals, moonlight filtering through lush pomegranate trees.
A lush, hidden rose garden at night, glowing crimson velvet petals, moonlight filtering through lush pomegranate trees.
A collection of ancient parchment scrolls stacked beside an ornate clay vessel, gold dust particles floating in a single shaft of light.
A collection of ancient parchment scrolls stacked beside an ornate clay vessel, gold dust particles floating in a single shaft of light.
A reflection of a starlit sky in a calm, dark rectangular pool of water, surrounded by hand-painted ceramic tiles.
A reflection of a starlit sky in a calm, dark rectangular pool of water, surrounded by hand-painted ceramic tiles.
A silhouette of an archway opening into a vast, celestial horizon, symbolizing the transition from the material world to the infinite.
A silhouette of an archway opening into a vast, celestial horizon, symbolizing the transition from the material world to the infinite.
A close-up of an eye reflecting a tiny, bright candle flame, detailed lashes, soft focus on the surrounding face, mystic and intense.
A close-up of an eye reflecting a tiny, bright candle flame, detailed lashes, soft focus on the surrounding face, mystic and intense.
A final wide shot of a peaceful courtyard under a canopy of stars, a single silk cushion placed on a rug, signifying stillness and union.
A final wide shot of a peaceful courtyard under a canopy of stars, a single silk cushion placed on a rug, signifying stillness and union.

دیگر آثار مولانا