
شعر
ای دوست شکر خوشتر یا آنک شکر سازد
این شعر به توصیف زیباییها و نعمتهای خدای را در مقایسه با آفریدههای دیگر میپردازد. شاعر به دنبال نشان دادن ارزش واقعی و عمیقتری است که در وجود خداوند نهفته است. او به شکر و قمر اشاره میکند و میگوید چیزی که خداوند میسازد از هر چیز دیگری بهتر است. شاعر به عجز انسان در درک عمق معانی اشاره میکند و تأکید میکند که علم و عقل انسان قادر به تولید زیباییها نیستند. در نهایت، شاعر به آشفته بودن جانها و حسرتهای بشری میپردازد و به نوعی نارضایتی از دنیا و تمایل به درک حقیقت عمیقتری اشاره میکند.
خلاصهٔ شعر از گنجور
ای دوست، آیا شیرینی شکر را دوستتر داری یا آنکه خود شکر قند و شیرینی را بسازد؟ آیا شکل و زیبایی قمر را بیشتر میپسندی یا آنکه خود قمر روشنی و زیبایی را بیافریند؟
شرح از گنجور
بگذار همه چیزهایی که دوست داریم، کنار بمانند، زیرا او به چیز دیگری میاندیشد و کار دیگری انجام میدهد.
شرح از گنجور
در میان دنیای شگفتیها، چیزی جز گوهری پیدا نمیشود، اما نه مانند سلطانی که دریا و جواهرات را خلق کند.
شرح از گنجور
تنها آب دیگری که مانند این آب نایاب و بیهمتا است، بدون تردید و بیخواب، نیروی جگر را افزایش میدهد.
شرح از گنجور
بیعقل نمیتواند کاری را به درستی انجام دهد، همچنان که نمیتوان در گرمابه بیدلیل و بدون آگاهی، مجموعهای منظم و زیبا ایجاد کرد. علم و آگاهی هستند که میتوانند به ما کمک کنند تا کارها را به درستی و به شکل صحیحی انجام دهیم.
شرح از گنجور
بدون دانش و آگاهی، نمیتوانی از چربی روغن بهدست میآوری. به آن علمی توجه کن از چربی چشم می سازد.
شرح از گنجور
جانها در حال آشفتگی هستند، بیآنکه خورده یا خوابیده باشند، به خاطر شگفتیهایی که مراسمی در وقت سحر ایجاد میکند.
شرح از گنجور
ای خوش چهرهی صبحگاهی، که باعث حسرت هر ماهی و دلخوشی من میشوی، برایم فرح و شادی میآوری.
شرح از گنجور
این جهان به سخره میگیرد کسی را که به عشق و دلباختگی مشغول است، و او را به خاطر چند چیز بیارزش تحقیر میکند.
شرح از گنجور
آن خر در جو غوطهور است و فکر میکند جو طلاست. نا آگاه است که شاهی هست که از سنگ عادی سنگ قیمتی میسازد.
شرح از گنجور
من دیگر خسته شدم و به خودم گفتم که باید از دلم جدا شوم. خودِ جانان میگوید که دل را با دیدنهای دلپذیر میسازم.
شرح از گنجور
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- غزل
- وزن
- مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
- قافیه
- رسازد
- دفتر
- غزلیات
- ابیات
- ۱۱
دیگر روایتها۱
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۳:۳۱
- خوانش دیگر۴:۱۲
ویدیو
این شعر را دیگران هم خواندهاند۱
- حامد نیکپی — صد گونه
فهرست از گنجور
نسخههای خطی۲
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۱۰















