
شعر
یارِ گریزپا، حالِ خوشی است که میآید و نمیماند. مولانا همه را از پیِ او میفرستد، و چون بیاید، جز تماشا کاری نمانده است.
صنمِ گریزپا آن حالی است که میآید و نمیماند. خود به دنبالش نمیرویم؛ از یاران میخواهیم بازش آورند — این راه تنها پیموده نمیشود.
The fugitive Beloved is the joy that comes and will not stay. We do not go after it ourselves; we ask our companions — this road is not walked alone.
شرح از نورسان
آواز و بهانه، همهٔ ابزارِ ماست. حقّی بر او نداریم که بخوانیمش؛ تنها زیبایی را پیش میآوریم تا زیبایی را بیاورد.
Song and pretext are all we have. We hold no claim that could summon Him; we offer beauty, so that beauty will come.
شرح از نورسان
وعدهٔ «دمی دگر» را نپذیریم. آنچه به فردا سپرده شود هرگز نمیرسد؛ وصال یا اکنون است یا بهانهای دیگر.
Do not take «in a moment» for an answer. What is put off never arrives; nearness is either now, or it is one more excuse.
شرح از نورسان
دمِ گرم، سخنی است که کارِ ناممکن میکند: گره زدن بر آب. در برابرِ چنین افسونی، تدبیرِ ما کاری از پیش نمیبرد.
A warm breath here means a word that does the impossible — tying a knot in water. Against enchantment like that, our own scheming gets nowhere.
شرح از نورسان
چون او درآید، کاری نمانده جز نشستن و دیدن. آمدنش کارِ ما نیست؛ عجایبِ خداست، و سهمِ ما تنها تماشاست.
When He enters, nothing is left to do but sit and watch. His coming is not our doing — it is God's wonder, and our share of it is only to look.
شرح از نورسان
خوبانِ جهان چراغاند؛ نورشان از جای دیگر است. آفتاب که بردمد خاموش میشوند — نه از بدی، که دیگر چیزی برای افزودن ندارند.
The beauties of this world are lamps; their light is borrowed. When the sun rises they go out — not because they were bad, but because they have nothing left to add.
شرح از نورسان
عقیقِ بیبها، آن است که قیمت برنمیدارد. تنها دل میتواند تا آنجا برود، و پیامی که میبرد خواهش نیست: سلام است و خدمت.
A priceless carnelian is one no price will fit. Only the heart can travel that far, and what it carries is not a demand: it is a greeting, and service.
شرح از نورسان
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- غزل
- وزن
- فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
- قافیه
- ارا
- دفتر
- غزلیات
- ابیات
- ۷
دیگر روایتها۳
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۳:۱۸
- خوانش دیگر۳:۱۶
- خوانش دیگر ۲۳:۱۷
- خوانش دیگر ۳۳:۳۵
ویدیو
این شعر را دیگران هم خواندهاند۴
- امیر محمد تفتی — قلندارنه (ضربی افشاری) و آواز
- محسن کرامتی — دشتی ۴
- مهسا وحدت — صنم گریزپا
- احمد ظاهر — بروید ای حریفان
فهرست از گنجور
نسخههای خطی۳
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۸













