
شعر
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
غزل حاکی از آرزوهای عمیق شاعر است که در تلاش است تا لذتها و زیباییهای مختلف زندگی را بیان کند. شاعر میخواهد محبوبش را ببیند و از احساسات و زیباییهای او بهرهمند شود. او به توصیف عشق، زیبایی و خواستههای درونی خود میپردازد و آرزوی دیدار معشوق و رهایی از غم و دردهای دنیا را دارد. همچنین، اشاره به شخصیتهای تاریخی و افسانهای مانند یعقوب و موسی نشاندهنده این است که شاعر به دنبال سرنوشت و منزلت والای انسانی است. در نهایت، او از مطرب میخواهد تا با نغمههایش او را به دنیای آرزوهایش نزدیک کند.
خلاصهٔ شعر از گنجور
من آرزومند باغ و گلستانم؛ رخت را از ورای حجاب بیرون آر. من طالب شیرینی فراوان هستم، لب گشا و سخنی بگو!
شرح از گنجور
ای منتهای تابندگی زیبایی، لحظهای از ورای ابر ذهنیم بیرون آ، زیرا که خواهان دیدن آن چهرهی تابندهی پرنورم.
شرح از گنجور
دلم هوای تو کرد و صدای کوبههای طبل، در گوش لطیفم، اعلان ورودت به قصر درونم را آغازید، بازگشتم که طالب یاری پادشاهم هستم!
شرح از گنجور
از روی ناز گفتی که «مرا بیش از این مرنجان و برو!» بازشنیدن آن گفتنت که «بیش از این مرنجان مرا» آرزوی من است!
شرح از گنجور
حتی رفتار دافعانهات که از طریق دربانت میگویی: برو! شاه در خانه نیست! و یا آن ناز و بازی و بداخلاقی دربانت را آرزومندم.
شرح از گنجور
خوبیهای مردمان، قراضههایی از خوبیهایی هستند که تو معدن آن هستی و من آرزومند خود آن مخزن خوبیهایم
شرح از گنجور
آن روزی که چرخ فلک نصیب ما میکند همانند سیل بیوفاست، (سریع جاری میشود و فردا خبری از آن نیست)، من مثل ماهی به ماء (آب حیات) زندهام و نهنگوار عاشق بودن در دریایی بزرگ (رزق من را خودت بده نه فلک)
شرح از گنجور
مثل یعقوب تاسف دوری تو را میخورم و آرزومند دیدار زیبا رخم، یوسف کنعان، هستم.
شرح از گنجور
از تو دورم و شهر برایم بدل به زندان شده، از نبودند آرزومند آوارگی و کوه و بیابان شدهام.
شرح از گنجور
در راه عشق، همراهانی سست عنصر دارم که دلگیرم کردهاند، آرزومند داشتن همراهانی چون شیر خدا و رستم دستان هستم (تا در جنگ با اژدهای نفس یاریم کنند)
شرح از گنجور
آنچنان از ظلم فرعون و خودش جانم ملول شده که آرزومند معجزهای همچون نور موسی میگردم.
شرح از گنجور
از این مخلوقات همیشه ناراضی و گریان، دلم از غم پر شده و اندوهگین گشتهام. آرزومندم که دوباره صدای شاداب و نعرههای پر از نشاط مستان را بشنوم.
شرح از گنجور
من از بلبل خوشصداترم اما برای دوری از تیر حسد مردم، سکوت کردهام و آرزوی فریاد زدن دارم.
شرح از گنجور
دیشب پیرمردی چراغ به دست را دیدم که به علت خستگی از دست شیاطین و وحشیت آدمنماها، دنبال «انسان» و انسانیت میگشت.
شرح از گنجور
جویندگان قبلی گفتند که قبلا بود و دیگر نیست، شیخ گفت: من هم دنبال آن چیزی هستم که دیگر پیدا نمیشود.
شرح از گنجور
من مفلسی هستم که عقیق کوچک نمیپذیرم، بلکه دنبال معدن عقیقی هستم که بهندرت یافت میشود و ارزنده (=ارزان) است. [عقیق نماد دهان و معدن عقیق نماد کلمات استاد/پیر است]
شرح از گنجور
آن معدن عقیق از چشمها پنهان است اما همهی چشمها از او است. آرزوی دیدار آن استادی را دارم که صنع و هنرش آشکار است اما خودش پنهان.
شرح از گنجور
کار من از حرص و آرزو داشتن گذشته است، منظورم از معدن عقیق و تمام مثالهای بالا فهم ریشه و زیربنای رکنها و بنیانها است.
شرح از گنجور
گوشم که فقط قصهی ایمان را شنید، مست شد. پس سهم چشمم کجاست؟ دیدار تصویر ایمان نیز آرزوی من است.
شرح از گنجور
در آن لحظه که صورت عشق را دیدم، از خوشی این دیدار، در بک دست جام باده میگیرم و در یک دست موهای مجعد یار را. آرزومند چنین رقصی در وسط میدان شهرم.
شرح از گنجور
ساز رباب میگوید: از انتظار (رسیدن تو به مقام ایمان و به رقص آمدنت) کردیم! من هم آرزومند دست وآغوش و مضراب نوازندهام عثمانم!
شرح از گنجور
ای رباب! تو رباب عثمانی، من هم رباب عشقم. نوازندهی من خود جناب عشق است، من هم مثل تو آرزوی زخمهی نوازندهام را دارم، فقط نوازندهی من «رحمٰن» است!
شرح از گنجور
حال ای مطرب ظریف، باقی این غزل را اینگونه در نظر بگیر و بخوان که:
شرح از گنجور
ای خورشید موجبِ فخرِ تبریز، روی خود را از محل اشراق در درون طلوع ده، من هدهدم و آرزویم حضور در محضر سلیمان است.
شرح از گنجور
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- غزل
- وزن
- مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
- قافیه
- انمارزوست
- دفتر
- غزلیات
- ابیات
- ۲۴
دیگر روایتها۱
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۷:۵۹
- خوانش دیگر۷:۰۰
ویدیو
این شعر را دیگران هم خواندهاند۹
- علیرضا عصار — انسانم آرزوست
- احمد شاملو — بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
- شهرام ناظری — ارکستر و آواز ۲
- حامد نیکپی — بنمای رخ
- فرامرز اصلانی — بنمای رخ
- شهرام ناظری — ارکستر و آواز ۲
- مهسا وحدت — بنمای رخ
- ارکستر سمفونیک ملّی اوکراین — Rumi, Act I: Death Overcomes the Nation
- عارف محسن — انسانم آرزوست
فهرست از گنجور
نسخههای خطی۲
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۱۰















