نورسانشعر و موسیقیِ پارسی
غزل شمارهٔ ۲۲۱۹

هیچ مگو

۴:۱۷مولاناSay Nothing · Rumi

شعر

من غلام قمرم، غیر قمر، هیچ مگو

در این شعر، شاعر محبت و عشق را به صورت عمیقی بیان می‌کند. او تأکید می‌کند که باید از سخنان بی‌فایده و رنج‌آور دوری کرد و فقط بر روی عشق و زیبایی‌ها تمرکز کرد. شاعر از دیوانگی ناشی از عشق صحبت می‌کند و می‌گوید که در این حالت باید فقط به عشق وفادار ماند و از نگرانی‌ها دور شد. او اشاره می‌کند که زیبایی عشق و دل را نمی‌توان با کلمات توصیف کرد و بهترین کار سکوت و تمرکز بر احساسات است. در نهایت، شاعر به اهمیت درک عمیق عشق و فراتر رفتن از ظواهر اشاره می‌کند و از شنونده می‌خواهد که به درون خود برگردد و از دنیای ظاهری فاصله بگیرد.

خلاصهٔ شعر از گنجور

برای شنیدنِ هر بیت، روی آن بزنید.
  1. من بنده و دلبستهٔ روی ماهِ دلبر هستم؛ پس دربارهٔ هیچ چیز جز دلبر با من سخن نگو. در حضور من، تنها از دلبر و بوسه بگو.

    شرح از گنجور

  2. هیچ‌گاه از درد و رنج سخن مگو و تنها درباره چیزهای ارزشمند صحبت کن. اگر از کاری ناآگاه هستی، بهتر است اصلاً چیزی نگویی تا خود را در زحمت نیندازی.

    شرح از گنجور

  3. شب گذشته، دیوانه شدم و عشق مرا دید. او گفت: «آمده‌ام، فریاد نزن و چیزی نگو!»

    شرح از گنجور

  4. در این جمله، شخصی از عشق می‌خواهد بگوید که از چیزی دیگر می‌ترسد. اما عشق به او پاسخ می‌دهد که آن چیز دیگری وجود ندارد و بهتر است دیگر از چنین چیزی سخن نگوید. در واقع، عشق به او یادآوری می‌کند که ترسش بی‌مورد است و باید به عشق خود اعتماد کند.

    شرح از گنجور

  5. من به تو حرف‌هایی از دل می‌زنم، فقط کافی است سرت را تکان دهی تا بفهمی، اما جز این، چیز دیگری نگو.

    شرح از گنجور

  6. پرنده‌ای با روحی سرشار از زندگی در مسیر دل ظاهر شد. در این راه، سفر به دل بسیار زیباست و نیازی به گفتن نیست.

    شرح از گنجور

  7. به دل خود گفتم که این عشق چقدر زیباست، اما این احساس فراتر از اندازه و ظرفیت توست. بنابراین بهتر است که از آن بگذری و چیزی نگوئی.

    شرح از گنجور

  8. گفتم: «آیا این کسی که می‌بینم، موجودی فرشته‌سان است یا انسانی عادی؟» او پاسخ داد: «این موجود نه فرشته است و نه انسان، پس هرگز درباره‌اش صحبت نکن.»

    شرح از گنجور

  9. گفتم «این چه چیزی است؟ می‌خواهم که نظم و آرامشم به هم بریزد.» او پاسخ داد: «بمان همین‌طور که هستی، هیچ حرفی نزن.»

    شرح از گنجور

  10. ای کسی که در این خانه با زیبایی‌هایش نشسته‌ای، از این مکان بیرون برو و بار و بندالت را ببر، هیچ کلمه‌ای هم از حست نگو.

    شرح از گنجور

  11. گفتم: «گفتم:ای دلم برام پدری کن و بگو این واقعا توصیفات خدا نیست؟» دل گفت: «بله هست ولی ای جان پدر! چیزی نگو»

    شرح از گنجور

متنِ شعر از گنجور.

شناسنامهٔ شعر

قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قافیه
رهیچمگو
دفتر
غزلیات
ابیات
۱۱

دیگر روایت‌ها۱

همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو می‌شنوید.

  • خوانش اصلی۴:۱۷
  • خوانش دیگر۳:۴۹

ویدیو

از یوتیوبگشودن در یوتیوب ←

این شعر را دیگران هم خوانده‌اند۱۸

  • علیرضا قربانیتصنیف غلام قمر
  • احمد شاملومن غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
  • علیرضا افتخاریشمع و شکر
  • سالار عقیلیتصنیف غلام قمر
  • علیرضا قربانیبه شوریدن (تصنیف من غلام قمرم)
  • مهدی ساکینیست دگر
  • مسعود شعارینقش خیال
  • هژیر مهرافروزغیر قمر هیچ
  • احمد ظاهرمن غلام قمرم
  • سپیده رئیس ساداتماهور
  • داریوشغلام قمر
  • بیژن بیژنیهیچ مگو

فهرست از گنجور

نسخه‌های خطی۲

کلیات شمس یا دیوان کبیر با تصحیحات و حواشی بدیع‌الزمان فروزانفر » تصویر 1250کلیات شمس تبریزی انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۷۶ » تصویر 822

تصاویر از موزهٔ گنجور

تصویرها۶

Extreme close-up, slightly low angle: the young Iranian woman — warm olive skin, deep dark eyes full of devotion, dark hair pinned beneath a flowing ivory-white silver-edged headscarf, long sage-green linen robe, bare…
Extreme close-up, slightly low angle: the young Iranian woman — warm olive skin, deep dark eyes full of devotion, dark hair pinned beneath a flowing ivory-white silver-edged headscarf, long sage-green linen robe, bare…
Wide dramatic shot from floor level looking up: in a vast Persian courtyard of pale stone and blue-tilework arches, the young Iranian woman — ivory-white headscarf, sage-green robe, bare feet — stands in sudden stilln…
Wide dramatic shot from floor level looking up: in a vast Persian courtyard of pale stone and blue-tilework arches, the young Iranian woman — ivory-white headscarf, sage-green robe, bare feet — stands in sudden stilln…
Medium close-up, three-quarter profile: the young Iranian woman — ivory-white headscarf, sage-green linen robe, open reaching hands — sits cross-legged on a Persian carpet of deep indigo and crimson in a candlelit alc…
Medium close-up, three-quarter profile: the young Iranian woman — ivory-white headscarf, sage-green linen robe, open reaching hands — sits cross-legged on a Persian carpet of deep indigo and crimson in a candlelit alc…
Sweeping wide shot, slightly elevated angle: the young Iranian woman — ivory-white headscarf catching the breeze, sage-green robe, bare feet on cool stone — walks along a luminous open path between two rows of ancient…
Sweeping wide shot, slightly elevated angle: the young Iranian woman — ivory-white headscarf catching the breeze, sage-green robe, bare feet on cool stone — walks along a luminous open path between two rows of ancient…
Medium shot, framed through a carved Persian doorway: the young Iranian woman — ivory-white headscarf, sage-green robe, one small bundled cloth held to her chest — steps across the threshold of an ornate room whose in…
Medium shot, framed through a carved Persian doorway: the young Iranian woman — ivory-white headscarf, sage-green robe, one small bundled cloth held to her chest — steps across the threshold of an ornate room whose in…
Wide establishing shot with the protagonist small but luminous at centre: the young Iranian woman — ivory-white headscarf and sage-green robe glowing in pure light — stands alone in the centre of a vast open Persian c…
Wide establishing shot with the protagonist small but luminous at centre: the young Iranian woman — ivory-white headscarf and sage-green robe glowing in pure light — stands alone in the centre of a vast open Persian c…

دیگر آثار مولانا