نورسان
Low angle from inside standing wheat: the earliest dawn light crosses in two long horizontal beams that close around one small distant figure like an embrace…

ای دوست شکر خوشتر

مولاناغزل شمارهٔ ۶۰۵۳:۵۶عرفانی

O Friend, Is Sugar Sweeter? · Rumi

ویدیودانلود

این شعر با آواز همگام است — روی هر بیت بزنید تا آهنگ از همان‌جا خوانده شود.

در تصویرهای این اثر از ویدیوهای Pexels استفاده شده است.

شعر

غزل شمارهٔ ۶۰۵

هر چیزِ خوبی در این جهان، آفریننده‌ای دارد. دل را به خودِ چیزها نبندیم، به آفرینندهٔ آن‌ها ببندیم.

این شعر ۱۱ بیت دارد؛ در این خوانش ۷ بیت خوانده شده.برای شنیدنِ هر بیت، روی آن بزنید.
  1. شکر و ماه، یعنی همهٔ خوبی‌های این جهان. خودِ آن‌ها را می‌خواهیم، یا آفرینندهٔ آن‌ها را؟Sugar and moon stand for everything good in this world. Is it these we want, or the One who created them?شرح از نورسان

  2. دل از چیزهای زودگذر برداریم. او چیزی می‌داند که ما نمی‌دانیم، و چیزی می‌سازد که تصورش را هم نمی‌کنیم.Let the heart loose from what passes. He knows something we do not know, and He makes something we cannot imagine.شرح از نورسان

  3. دریا و گوهر، یعنی گران‌بهاترین چیزهای جهان. هرچه بیابیم باز ساختهٔ اوست؛ هیچ‌یک به پای سازنده نمی‌رسد.Sea and pearl stand for the most precious things there are. Whatever we find is still something He made, and none of it comes near the Maker.شرح از نورسان

  4. جز آب دگر آبی از نادره دولابی

    بی شبهه و بی‌خوابی او قوت جگر سازد

    از پیه می‌توان روغن گرفت، و همین دانش می‌خواهد. اما از همان پیه، چشمِ بینا ساخته‌اند: بزرگ‌ترین نشانه، در چهرهٔ ماست.Oil can be drawn from fat, and even that takes knowing. But from that same fat a seeing eye was made: the greatest sign is in our own faces.شرح از نورسان

  5. بی عقل نتان کردن یک صورت گرمابه

    چون باشد آن علمی کو عقل و خبر سازد

    کسی که چشم‌به‌راه است، نه می‌خورد نه می‌خوابد. جان‌ها نیز چنین‌اند: بی‌قرارِ دیداری که در سحر می‌رسد.One who is waiting neither eats nor sleeps. Souls are like this too: restless for a meeting that comes at daybreak.شرح از نورسان

  6. سحر یعنی آن لحظه که نزدیکی خود از راه می‌رسد و ما را در بر می‌گیرد. به دست نمی‌آید؛ باید بیدار بود.Daybreak here is the moment when nearness arrives of itself and gathers us in. It cannot be obtained; one can only be awake.شرح از نورسان

  7. تا زمانی که خود سخن می‌گوییم، تنها شنیده‌ایم. چون خاموش شویم، او خود می‌گوید. و آنگاه شنیدن به دیدن بدل می‌شود.As long as we are the ones speaking, we have only heard. When we fall silent, He Himself speaks. And then hearing becomes seeing.شرح از نورسان

  8. می‌خندد این گردون بر سبلت آن مفتون

    خود را پی دو سه خر آن مسخره خر سازد

  9. آن خر به مثال جو در زر فکند خود را

    غافل بود از شاهی کز سنگ گهر سازد

متنِ شعر از گنجور.

تصویرهای این اثر۸

نسخه‌های خطی۲

کلیات شمس یا دیوان کبیر با تصحیحات و حواشی بدیع‌الزمان فروزانفر » تصویر 398کلیات شمس تبریزی انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۷۶ » تصویر 251

تصاویر از موزهٔ گنجور

دیگر آثارِ مولانا