
شعر
فارسی برای او واژه ندارد؛ مولانا ناچار میسازد: از ماه روشنتر، از باغ گلشنتر، از خودِ من، منتر.
از او نمیخواهیم دیده شود، بلکه در چشم بنشیند و خودِ دیدنِ ما شود. زبان برای چنین کسی واژه ندارد؛ «منتر» را قافیه ساخت.
He is not asked to be seen. He is asked to sit inside the eye and become the seeing itself. Persian has no word for such a one, so the rhyme made one.
شرح از نورسان
ناموس یعنی آبرو و خویشتنداری، و عاشق باید آن را بشکند. اینجا باغ نیز به همان رسوایی خوانده میشود که از عاشق میخواهند.
Nāmus is the good name a thing protects. Love asks the lover to break it, and here the garden is called into the same undoing.
شرح از نورسان
سوسن را دهزبان خواندهاند: نمادِ سخن. در برابرِ او گویاترین، زبان درمیکشد. سخن گفتن خود روزنی را میبندد که خاموشی باز میکند.
The lily is called ten-tongued, the emblem of eloquence. Before him the most articulate thing draws its tongue back in. Speech shuts a window that silence opens.
شرح از نورسان
موم و آهن، دو حالِ یک کساند. سختیِ او را دوری نخوانیم؛ همان کس است که موم بود.
Wax and iron are two states of one being. His hardness is not distance from us: it is the same one who a moment ago was wax.
شرح از نورسان
توسن اسبی است که هنوز به زین تن نداده. نازِ او سرکشترین را چون زمین نرم میکند؛ و رامشدن، باخت نیست.
A tousan is a horse that has never taken the saddle. The Beloved's disdain gentles even that one into earth, and being gentled is not a defeat.
شرح از نورسان
در روایتِ مولانا، حمزه زره را در پیری انداخت، نه از دلیری: نوری ترسِ مرگ را از او برده بود. آن که میبیند، جوشن نمیخواهد.
In Rumi's own telling, Hamza threw off his mail as an old man, and not out of courage: a light had taken the fear of death from him. One who sees has no use for armour.
شرح از نورسان
خانهٔ بیروزن دوزخ است، اما این روزن از بینیازی بسته میشود: روزنها یک نور را تکهتکه میکنند. بستنشان تاریکی نیست، پایانِ پراکندگی است.
A house with no window is hell. This one is shut from sufficiency, not deprivation: windows break a single light into many, and closing them ends the scattering.
شرح از نورسان
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- غزل
- وزن
- فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
- قافیه
- نتری
- دفتر
- غزلیات
- ابیات
- ۷
دیگر روایتها۳
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۳:۵۰
- خوانش دیگر۴:۰۱
- خوانش دیگر ۲۳:۵۵
- خوانش دیگر ۳۳:۵۳
ویدیو
نسخههای خطی۲
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۸













