نورسانشعر و موسیقیِ پارسی
غزل شمارهٔ ۷۷۲

سپاه عشقت به حصار دل درآمد

۳:۲۷مولاناLove's Army at the Heart's Gate · Rumi

شعر

صنما سپاه عشقت به حصار دل درآمد

در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و به قدرت و جذابیت او اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که عشق معشوقش همچون سپاهی قدرتمند به دل او حمله کرده و دنیا را تحت تأثیر قرار داده است. شاعر با استفاده از تصاویری چون چشم‌های نرگس و لب‌های شیرین معشوق، او را وصف می‌کند و به ویژگی‌های مختلف او اشاره می‌کند که هر یک نماد قدرت و جذابیت اوست. همچنین درباره‌ی عشق و احساسات ناشی از آن صحبت می‌کند و تأکید می‌کند که داغ عشقش به معنای رهایی از مشقت‌های زندگی است. در نهایت، شاعر به زیبایی‌های الهی و عشق آسمانی اشاره می‌کند و خواهان این است که بقیه شعرها به خوشی و زیبایی معشوقش بپردازند.

خلاصهٔ شعر از گنجور

این شعر ۱۱ بیت دارد؛ در این خوانش ۴ بیت خوانده شده.برای شنیدنِ هر بیت، روی آن بزنید.
  1. ای معشوق، سپاه عشق تو به دل من نفوذ کرده است. لطفاً از این مکان عبور کن، چرا که جهان به هم ریخته است.

    شرح از گنجور

  2. به دو چشم نرگسینت به دو لعل شکرینت

    به دو زلف عنبرینت که کساد عنبر آمد

    دو چشم‌های زیبا و نرگس مانند تو، به مانند دو لعل شیرین و خوشمزه، و زلف‌های معطر و خوشبو که همچون عنبر هستند، همه این‌ها نشان از زیبایی و جذابیت تو دارد، به‌طوری که هیچ‌کس نمی‌تواند این زیبایی را نادیده بگیرد.

    شرح از گنجور

  3. به پلنگ عزت تو به نهنگ غیرت تو

    به خدنگ غمزه تو که هزار لشکر آمد

    به شان و مقام تو مانند پلنگ است، به غیرت و تعصب تو همچون نهنگ، و به زیبایی و جذبه‌ات چون تیرکی است که قادر است هزاران سپاه را تحت تأثیر قرار دهد.

    شرح از گنجور

  4. به حق دل لطیفی خوش و مقبل و ظریفی

    که بر او وظیفه تو ابدا مقرر آمد

    دل لطیف و شیرین و خوش‌روبان، به حقیقت دینی زیبا و نیکو است و بر دوشش وظیفه‌ای زیبا و خاص نهاده شده است.

    شرح از گنجور

  5. که خلیل حق که دستش همه سال بت شکستی

    به خیال خانه تو شب و روز بتگر آمد

    خلیل حق، که هر سال بت‌ها را می‌شکست، در خواب و خیال خانه تو، شب و روز مشغول کار بود.

    شرح از گنجور

  6. تو مپرس حال مجنون که ز دست رفت لیلی

    تو مپرس حال آزر که خلیل آزر آمد

    حال مجنون را نپرس که لیلی را از دست داده است و حال آزر را نیز نپرس که ابراهیم خلیل به آزر نزدیک شده است.

    شرح از گنجور

  7. این جمله به این معناست که خوب بودن تو می‌تواند به انسان‌های دیگر زندگی تازه‌ای ببخشد، مانند داستان مسیح که مرده‌ای را به زندگی برمی‌گرداند. این نشان‌دهنده تأثیر مثبتی است که یک شخص می‌تواند بر دیگران داشته باشد و آن‌ها را از ناامیدی و مرگ روحی نجات دهد.

    شرح از گنجور

  8. عشق تو چنان دل‌انگیز و زیباست که حتی گرما و شدت آن، جان‌ها را از پرداخت مالیات و هزینه‌های زندگی آزاد کرده است.

    شرح از گنجور

  9. به سوار روح بنگر منگر به گرد قالب

    که غبار از سواری حسن و منور آمد

    به روح و ویژگی‌های درونی اهمیت بده و به ظاهر بیرونی و ظاهری کمتر توجه کن، چرا که زیبایی و نور از داخل و از وجود حقیقی فرد نشأت می‌گیرد.

    شرح از گنجور

  10. از میان حجاب گل، به جهانی که در آن زندگی می‌کنیم نگاه کن، چرا که پس از این گل زیبای مشبک، دو هزار منظر زیبا و دلربا وجود دارد.

    شرح از گنجور

  11. دو سه بیت ماند باقی تو بگو که از تو خوشتر

    که ز ابر منطق تو دل و سینه اخضر آمد

    چند بیت باقی مانده است، بگو چه چیزی از تو زیباتر است که دل و سینه من تحت تأثیر کلمات تو سرشار از احساس شده است.

    شرح از گنجور

متنِ شعر از گنجور.

شناسنامهٔ شعر

قالب
غزل
وزن
فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
قافیه
رامد
دفتر
غزلیات
ابیات
۱۱

دیگر روایت‌ها۱

همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو می‌شنوید.

  • خوانش اصلی۳:۲۷
  • خوانش دیگر۳:۳۱

ویدیو

از یوتیوبگشودن در یوتیوب ←

نسخه‌های خطی۲

کلیات شمس یا دیوان کبیر با تصحیحات و حواشی بدیع‌الزمان فروزانفر » تصویر 486کلیات شمس تبریزی انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۷۶ » تصویر 307

تصاویر از موزهٔ گنجور

تصویرها۱۰

Extreme close-up of fragrant loose-leaf tea leaves swirling in hot water inside a clear glass mug, lit by a flickering warm desk lamp, shallow depth of field.
Extreme close-up of fragrant loose-leaf tea leaves swirling in hot water inside a clear glass mug, lit by a flickering warm desk lamp, shallow depth of field.
Vast wide shot of a rainy window pane at dusk, city lights blurred into soft bokeh circles of amber and teal, melancholic cozy interior mood.
Vast wide shot of a rainy window pane at dusk, city lights blurred into soft bokeh circles of amber and teal, melancholic cozy interior mood.
Low-angle shot looking up at a dense cluster of lush green houseplants hanging from a wooden ceiling, shadows dancing on a textured beige wall, soft ambient light.
Low-angle shot looking up at a dense cluster of lush green houseplants hanging from a wooden ceiling, shadows dancing on a textured beige wall, soft ambient light.
High-angle top-down shot of an open vintage book resting on a worn wooden table next to a steaming ceramic cup and a half-burnt candle, warm shadows, minimalist composition.
High-angle top-down shot of an open vintage book resting on a worn wooden table next to a steaming ceramic cup and a half-burnt candle, warm shadows, minimalist composition.
Silhouette of a figure standing behind a thin translucent linen curtain, evening light casting a soft glow, minimal detail, dreamy and nostalgic atmosphere.
Silhouette of a figure standing behind a thin translucent linen curtain, evening light casting a soft glow, minimal detail, dreamy and nostalgic atmosphere.
Extreme close-up of a hand gently brushing dust off the spine of a leather-bound book, soft light catching the floating dust motes, cinematic texture.
Extreme close-up of a hand gently brushing dust off the spine of a leather-bound book, soft light catching the floating dust motes, cinematic texture.
Wide shot of a small, cluttered writing desk framed through an open doorway, warm lamp light spilling onto a Persian carpet, quiet solitude.
Wide shot of a small, cluttered writing desk framed through an open doorway, warm lamp light spilling onto a Persian carpet, quiet solitude.
Backlit shot of a ceramic vase filled with dried wildflowers perched on a windowsill, rain streaks on the glass reflecting the soft glow, peaceful and meditative.
Backlit shot of a ceramic vase filled with dried wildflowers perched on a windowsill, rain streaks on the glass reflecting the soft glow, peaceful and meditative.
Wide shot of a cozy reading corner with a velvet armchair, deep amber light emanating from a brass floor lamp, empty space for reflection.
Wide shot of a cozy reading corner with a velvet armchair, deep amber light emanating from a brass floor lamp, empty space for reflection.
Extreme close-up of a soft knitted blanket texture in the corner of a room, dimly lit by the distant glow of a window, serene and final quietude.
Extreme close-up of a soft knitted blanket texture in the corner of a room, dimly lit by the distant glow of a window, serene and final quietude.

دیگر آثار مولانا