
شعر
صنما سپاه عشقت به حصار دل درآمد
در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و به قدرت و جذابیت او اشاره میکند. او بیان میکند که عشق معشوقش همچون سپاهی قدرتمند به دل او حمله کرده و دنیا را تحت تأثیر قرار داده است. شاعر با استفاده از تصاویری چون چشمهای نرگس و لبهای شیرین معشوق، او را وصف میکند و به ویژگیهای مختلف او اشاره میکند که هر یک نماد قدرت و جذابیت اوست. همچنین دربارهی عشق و احساسات ناشی از آن صحبت میکند و تأکید میکند که داغ عشقش به معنای رهایی از مشقتهای زندگی است. در نهایت، شاعر به زیباییهای الهی و عشق آسمانی اشاره میکند و خواهان این است که بقیه شعرها به خوشی و زیبایی معشوقش بپردازند.
خلاصهٔ شعر از گنجور
ای معشوق، سپاه عشق تو به دل من نفوذ کرده است. لطفاً از این مکان عبور کن، چرا که جهان به هم ریخته است.
شرح از گنجور
به دو چشم نرگسینت به دو لعل شکرینت
به دو زلف عنبرینت که کساد عنبر آمد
دو چشمهای زیبا و نرگس مانند تو، به مانند دو لعل شیرین و خوشمزه، و زلفهای معطر و خوشبو که همچون عنبر هستند، همه اینها نشان از زیبایی و جذابیت تو دارد، بهطوری که هیچکس نمیتواند این زیبایی را نادیده بگیرد.
شرح از گنجور
به پلنگ عزت تو به نهنگ غیرت تو
به خدنگ غمزه تو که هزار لشکر آمد
به شان و مقام تو مانند پلنگ است، به غیرت و تعصب تو همچون نهنگ، و به زیبایی و جذبهات چون تیرکی است که قادر است هزاران سپاه را تحت تأثیر قرار دهد.
شرح از گنجور
به حق دل لطیفی خوش و مقبل و ظریفی
که بر او وظیفه تو ابدا مقرر آمد
دل لطیف و شیرین و خوشروبان، به حقیقت دینی زیبا و نیکو است و بر دوشش وظیفهای زیبا و خاص نهاده شده است.
شرح از گنجور
که خلیل حق که دستش همه سال بت شکستی
به خیال خانه تو شب و روز بتگر آمد
خلیل حق، که هر سال بتها را میشکست، در خواب و خیال خانه تو، شب و روز مشغول کار بود.
شرح از گنجور
تو مپرس حال مجنون که ز دست رفت لیلی
تو مپرس حال آزر که خلیل آزر آمد
حال مجنون را نپرس که لیلی را از دست داده است و حال آزر را نیز نپرس که ابراهیم خلیل به آزر نزدیک شده است.
شرح از گنجور
این جمله به این معناست که خوب بودن تو میتواند به انسانهای دیگر زندگی تازهای ببخشد، مانند داستان مسیح که مردهای را به زندگی برمیگرداند. این نشاندهنده تأثیر مثبتی است که یک شخص میتواند بر دیگران داشته باشد و آنها را از ناامیدی و مرگ روحی نجات دهد.
شرح از گنجور
عشق تو چنان دلانگیز و زیباست که حتی گرما و شدت آن، جانها را از پرداخت مالیات و هزینههای زندگی آزاد کرده است.
شرح از گنجور
به سوار روح بنگر منگر به گرد قالب
که غبار از سواری حسن و منور آمد
به روح و ویژگیهای درونی اهمیت بده و به ظاهر بیرونی و ظاهری کمتر توجه کن، چرا که زیبایی و نور از داخل و از وجود حقیقی فرد نشأت میگیرد.
شرح از گنجور
از میان حجاب گل، به جهانی که در آن زندگی میکنیم نگاه کن، چرا که پس از این گل زیبای مشبک، دو هزار منظر زیبا و دلربا وجود دارد.
شرح از گنجور
دو سه بیت ماند باقی تو بگو که از تو خوشتر
که ز ابر منطق تو دل و سینه اخضر آمد
چند بیت باقی مانده است، بگو چه چیزی از تو زیباتر است که دل و سینه من تحت تأثیر کلمات تو سرشار از احساس شده است.
شرح از گنجور
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- غزل
- وزن
- فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
- قافیه
- رامد
- دفتر
- غزلیات
- ابیات
- ۱۱
دیگر روایتها۱
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۳:۲۷
- خوانش دیگر۳:۳۱
ویدیو
نسخههای خطی۲
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۱۰















