نورسانشعر و موسیقیِ پارسی
غزل شمارهٔ ۱۳۹۳

مرده بدم زنده شدم

۴:۴۶مولاناI Was Dead, Now Alive · Rumi

شعر

مرده بدم زنده شدم، گریه بدم خنده شدم

شاعر در این شعر به تجربه‌های عمیق و دگرگونی‌های روحی خود اشاره می‌کند. او از مرگ و زندگی نام می‌برد و بیان می‌کند که عشق او را زنده کرده و به حالتی شاد و خندان رسانده است. در طول شعر، او به گفتگو با یک معلم، شاید عشق یا خداوند، پرداخته و از تغییرات درونی‌اش می‌گوید؛ از دیوانگی و سرمستی تا تبدیل شدن به شمعی در جمع عاشقان. او از عاشق شدن و عمیق‌تر شدن در عشق یاد می‌کند و اینکه چگونه هر بار در پاسخ به سوالات و چالش‌ها به درک جدیدی از عشق می‌رسد. در نهایت، او بر تحول و تجدید حیات خود تأکید می‌کند و به نور و زیبایی عشق اشاره دارد که همه چیز را روشن و شاداب کرده است.

خلاصهٔ شعر از گنجور

برای شنیدنِ هر بیت، روی آن بزنید.
  1. قبل از این که به عشق برسم، مانند مرده‌ای بودم که حالتی نداشتم. پس از آنکه عشق به سراغم آمد، دوباره زنده شدم و شادی در وجودم جوانه زد. عشق به من بنایی از خوشبختی و زیبایی عطا کرد و زندگیم را دگرگون کرد.

    شرح از گنجور

  2. چشمانم پر از شوق و زیبایی است و روح من شجاع و دلیر است. قلبم چون قلب شیر قوی و تابناک شده است.

    شرح از گنجور

  3. گفتی که تو دیوانه نیستی و لیاقت این خانه را نداری، اما من رفتم و دیوانه شدم و خودم را به زنجیر انداختم.

    شرح از گنجور

  4. او گفت که تو حال خوشی نداری و از این حالتی که داری، دور هستی. اما من رفتم و از شادی و سرور پر شدم.

    شرح از گنجور

  5. او گفت که تو در شادمانی نیستی و به عشق آمیخته نشده‌ای. در برابر چهره‌ی جان‌بخشش، من به خاطر او کشته شدم و آوارها افتادم.

    شرح از گنجور

  6. او گفت که تو فردی باهوش و زیرک هستی، اما در دنیای تو در حال خیال‌پردازی و شک کردن هستی. من هم فریب خوردم و دچار اضطراب شدم و از همه چیز و هر کس دور شدم.

    شرح از گنجور

  7. آن شخص گفت تو مانند شمعی شده‌ای که در مرکز این جمعیت نشسته‌ای، ولی من نه شمع هستم و نه در این جمع حاضر، بلکه مانند دودی هستم که پخش شده‌ام و حضورم جایی مشخص ندارد.

    شرح از گنجور

  8. او گفت که من یک شیخ هستم و در برابر تو قرار دارم و راهنمای تو هستم. من به نیمه‌ای از خواسته‌های تو تسلیم شدم و به بندگی‌ات درآمدم.

    شرح از گنجور

  9. او گفت که من نمی‌توانم بال و پرهای خود را به تو بدهم، اما من در آرزوی بال و پرش بی‌پر و پروازم پریشان شدم.

    شرح از گنجور

  10. دولت جدیدی به من عطا شد، پس از این راه را ترک نکن و خود را اذیت نکن، چرا که من به خاطر لطف و مهر تو به سمت تو آمده‌ام.

    شرح از گنجور

  11. عشق قدیمی به من گفت که درباره‌اش صحبت نکنم. من هم قول دادم که این کار را نکنم و به همین خاطر در دل و وجودم مستقر و ساکن شدم.

    شرح از گنجور

  12. تو مانند چشمهٔ خورشید هستی و من درخت بیدی هستم که در سایه‌ات قرار دارم. وقتی که نور و گرمایت بر من تابید، روح‌ام به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و تغییر کردم.

    شرح از گنجور

  13. دل من ز نور عشق زنده شد و آرامش پیدا کرد. احساسات و افکار جدیدی را در خود ایجاد کردم و به نوعی تازه‌نفس شدم. دیگر نمی‌توانم به وضعیت قبلی خود ادامه دهم و از ناامیدی رهایی یافتم.

    شرح از گنجور

  14. وقت سحر، جان من به زیبایی و شادی سخن می‌گفت و از مستی و شادابی‌اش می‌نالید، و من نیز در برابر شاه و خداوندگار خود، احساس وابستگی و خضوع می‌کردم.

    شرح از گنجور

  15. کاغذ تو از شیرینی و شَکر بی‌پایانِ تو شادمان و خرسند است که «در آغوش من آمد و من مانند او شَکرناک و شیرین شدم» (در قدیم شکر را در کاغذ پیچیده و به خریدار و مشتری می‌داده‌اند)

    شرح از گنجور

  16. خاک سخت و ناامید از آسمان و چرخش آن، قدردان است، زیرا به خاطر نگاه و حرکت او، من به نور و روشنی دست یافته‌ام.

    شرح از گنجور

  17. چرخ زمان از نعمت‌های پادشاه و سلطنت و فرشتگان سپاسگزاری می‌کند، زیرا به خاطر لطف و بخشش او، من هم نورانی و بخشنده شدم.

    شرح از گنجور

  18. عارف به شکرگذاری مشغول است به خاطر اینکه از همه چیز جلوتر رفته و بر روی هفت آسمان ستاره‌های درخشان قرار گرفته است.

    شرح از گنجور

  19. در این بیت، شاعر از تحول و تغییر درونی خود سخن می‌گوید. او از یک حالت و وضعیتی تاثیرگذار به یک حالت جدید و درخشان منتقل می‌شود. او خود را به یوسف، نماد زیبایی و کمال، تشبیه می‌کند و بیان می‌کند که به صورتی جدید و دلنشین زنده شده است. به طور کلی، او از مراحل سختی به روشنی و شکوفایی رسیده است.

    شرح از گنجور

  20. ای محبوب زیبای من، به خودت و به من نگاه کن. من به خاطر خنده تو، مانند باغی پر از گل و شادی شدم.

    شرح از گنجور

  21. مثل یک شطرنج بازی کن که آرام و بی‌صداست و خود را مطرح کن، زیرا من از چهره آن پادشاه بزرگ و خوشبخت به وجد آمده‌ام.

    شرح از گنجور

متنِ شعر از گنجور.

شناسنامهٔ شعر

قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
قافیه
ندهشدم
دفتر
غزلیات
ابیات
۲۱

دیگر روایت‌ها۱

همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو می‌شنوید.

  • خوانش اصلی۴:۴۶
  • خوانش دیگر۴:۴۷

ویدیو

از یوتیوبگشودن در یوتیوب ←

این شعر را دیگران هم خوانده‌اند۱۳

  • علیرضا افتخاریمرده بُدم زنده شدم
  • علی تفرشیدولت عشق
  • گروه نورسماع
  • شهرام ناظریمثنوی
  • مانی رهنمادولت عشق
  • علی تفرشیدولت عشق
  • لیرازدولت عشق
  • سامی یوسفزنده شدم (اجرای زنده)
  • امیر آراممرده بدم، زنده شدم
  • کماکاندولت عشق
  • علیرضا قربانیمست عشق
  • همایون شجریان و سامی یوسفزنده

فهرست از گنجور

نسخه‌های خطی۲

کلیات شمس یا دیوان کبیر با تصحیحات و حواشی بدیع‌الزمان فروزانفر » تصویر 721کلیات شمس تبریزی انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۷۶ » تصویر 529

تصاویر از موزهٔ گنجور

تصویرها۶

Low-angle medium shot of a middle-aged Iranian dervish with weathered serene face, deep-set dark eyes and short grey-streaked beard, long dark hair, tall honey-brown felt sikke cap and simple undyed cream wool khirqa…
Low-angle medium shot of a middle-aged Iranian dervish with weathered serene face, deep-set dark eyes and short grey-streaked beard, long dark hair, tall honey-brown felt sikke cap and simple undyed cream wool khirqa…
Sweeping wide shot of the same dervish — weathered Persian face, grey-streaked beard, tall honey-brown sikke cap, cream wool khirqa, bare feet — standing in the centre of a vast tiled courtyard at silver-blue twilight…
Sweeping wide shot of the same dervish — weathered Persian face, grey-streaked beard, tall honey-brown sikke cap, cream wool khirqa, bare feet — standing in the centre of a vast tiled courtyard at silver-blue twilight…
Overhead top-down shot looking down as the dervish — cream wool khirqa fanning outward, honey-brown sikke cap, dark hair, bare feet — begins to whirl beneath a soaring dome, a thin veil of incense smoke spiralling up…
Overhead top-down shot looking down as the dervish — cream wool khirqa fanning outward, honey-brown sikke cap, dark hair, bare feet — begins to whirl beneath a soaring dome, a thin veil of incense smoke spiralling up…
Extreme low-angle close shot of the dervish's serene weathered face — deep-set eyes, grey-streaked beard, honey-brown sikke cap — tilted up and half-closed in melting submission, brilliant sunlight blazing from the so…
Extreme low-angle close shot of the dervish's serene weathered face — deep-set eyes, grey-streaked beard, honey-brown sikke cap — tilted up and half-closed in melting submission, brilliant sunlight blazing from the so…
Medium three-quarter shot of the dervish, arms opening from his chest, his cream wool khirqa parting to reveal a burst of soft radiant white-gold light blooming from his heart like new woven satin unfurling, an old ra…
Medium three-quarter shot of the dervish, arms opening from his chest, his cream wool khirqa parting to reveal a burst of soft radiant white-gold light blooming from his heart like new woven satin unfurling, an old ra…
Sweeping wide shot of the reborn dervish — same weathered Persian face, grey-streaked beard, honey-brown sikke cap, cream wool khirqa flaring in full whirl, bare feet, one palm to heaven one to earth — turning ecstati…
Sweeping wide shot of the reborn dervish — same weathered Persian face, grey-streaked beard, honey-brown sikke cap, cream wool khirqa flaring in full whirl, bare feet, one palm to heaven one to earth — turning ecstati…

دیگر آثار مولانا