
چندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم
شعر
باز آمدم، باز آمدم، از پیش آن یار آمدم
در این شعر، شاعر از عشق و بازگشت به معشوق سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که از پیش یار بازگشته و برای او آمده است. شاعر احساس آزادی و شادی میکند و خاطرات سالهای طولانی انتظار را در ذهن دارد. او از دنیای مادی به دنیای معنوی و الهی اشاره میکند و خود را موجودی از نور و روح میداند، در حالی که در دنیای خاکی گرفتار شده است. شاعر از دیگران میخواهد که او را تنها به چشم باطن ببینند و به عمق وجود او پی ببرند، نه به ظواهر. در نهایت، اشاره میکند که یارش به بازار آمده و او نیز برای دیدار او تلاش میکند. شعر به نوعی تلاش برای رهایی از محدودیتهای دنیای مادی و نزدیکی به حقیقت روحانی است.
خلاصهٔ شعر از گنجور
من دوباره برگشتم، دوباره به نزد آن محبوب آمدهام. به من نگاه کن، به من نگاه کن، برای تو آمدهام تا غمهایت را تسکین دهم.
شرح از گنجور
خوشحال هستم که به اینجا آمدم و از آزادی برخوردارم. سالهای زیادی گذشته است تا به این گفتار و بیان رسیدهام.
شرح از گنجور
به آن مکان میروم، به آن مکان میروم، جایی که در حال حاضر بالاتر هستم، بار دیگر میتوانم بروم. دوباره مرا رها کن، دوباره مرا رها کن، زیرا به اینجا به خاطر حفاظت و امنیت آمدهام.
شرح از گنجور
من موجودی آسمانی و بینظیر بودم، اما ناگهان در دنیای مادی و زمینی گرفتار شدم و نتوانستم دام این دنیا را ببینم.
شرح از گنجور
من یک نور خالص و پاک هستم، ای پسر! من تنها یک مشت خاک نیستم. در واقع، من هیچگاه تنها یک صدف ساده نیستم، بلکه من دُرّ بسیار ارزشمندی هستم که از درون آن بیرون آمدهام.
شرح از گنجور
ما را تنها با چشم ظاهر نبین، بلکه با چشم دل و درک خود ببین. اگر به آنجا بیایی، آنجا رازها و عمق وجود ما را خواهی دید، زیرا من اینجا با روحی آزاد و سبکبار حضور دارم.
شرح از گنجور
من از چهار مادر و هفت نیا بالاتر هستم، زیرا من از نوعی گوهر باارزش هستم که به اینجا آمدهام تا دیده شوم.
شرح از گنجور
یار با انرژی و هوشیاری من به بازار آمده است، وگرنه دلیلی برای حضور من در اینجا وجود ندارد. من به دنبال او آمدهام تا او را بخواهم. (اشاره به داستان یوسف پیامبر که به بازار آورده شد و هرکس با دارایی کم نیز برای خواستن او به بازار آمده بود)
شرح از گنجور
ای شمس تبریزی، تو کی میخواهی به کل دنیا نگاه کنی؟ زیرا من در این دنیای فانی با دل و جان پریشان و خسته آمدهام.
شرح از گنجور
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- غزل
- وزن
- مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
- قافیه
- ارامدم
- دفتر
- غزلیات
- ابیات
- ۹
دیگر روایتها۱
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۴:۲۵
- خوانش دیگر۳:۵۳
ویدیو
این شعر را دیگران هم خواندهاند۱۴
- شهرام ناظری — نزول (فصل ۴: بازگشت ابدی)
- سیدعبدالحسین مختاباد — باز آمدم
- حمید بهروزی نیا — مرغ لاهوتی
- جمال الدین منبری — باز آمدم
- بیژن بیژنی — باز آمدم
- شهرام ناظری — رهایی (فصل ۴: بازگشت ابدی)
- محسن چاوشی — باز آمدم
- شکیلا — باز آمدم
- لیلا فروهر — باز آمدم
- گروه همسفران — باز آمدم
- رعنا فرحان — باز آمدم
- مینو جوان — باز آمدم
فهرست از گنجور
نسخههای خطی۲
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۱۰















