
شعر
من طربم طرب منم زهره زند نوای من
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر به توصیف عشق و حالاتی که در اثر آن برای او ایجاد میشود، میپردازد. او خود را به عنوان شخصی که در چنگال عشق گرفتار شده، معرفی میکند و از شوق و شعف عاشقانهاش مینویسد. احساساتی چون مستی، درد، حسرت و لذت در تضاد با یکدیگر به تصویر کشیده میشوند. شاعر به زیبایی یار و تاثیر عشقش بر زندگیاش اشاره میکند و خواهان باده و خوشی است تا از این حالتی که در آن گرفتار است، رهایی یابد. در نهایت، او به نور و حقیقتی اشاره میکند که از وجود معشوقش سرچشمه میگیرد و زندگیاش را روشن میسازد.
خلاصهٔ شعر از گنجور
من شادابم و شادابیام از حضور زهره، نغمهام زمینهای است برای عشق که در دل عاشقان طنینانداز میشود.
شرح از گنجور
عشق زمانی که شاد و سرمست میشود، انسان را بیخود میکند و کشمکشها را کنار میگذارد. سپس عشق همچون افرادی که دلشان بیقرار است، به روشنی احساسات و خواستههای خود را برای همه آشکار میکند.
شرح از گنجور
زیبایی من باعث میشود که دل کسی به تنگ آید و حسادت به وجود آورد. در حالی که زمانه به خاطر آنچه که به من داده، حسد ورزیده و نمیتواند جای من را بگیرد.
شرح از گنجور
من خودم را کنار گذاشتهام و از وجودم دور شدهام، به گونهای که احساس میکنم هر لحظه بیشتر در حال نابودی هستم.
شرح از گنجور
ای کاش روز دیر نشده بود، زیرا محبوب من مانند آهویی مهربان شده است و دلبرم از صحبت و دعاهای من سیر و خسته شده است.
شرح از گنجور
دوست رفت و دل بیقراریام شب را در تلخی و غم میگذراند. من در حال غم و اندوه به سر میبرم تا صبح فرا برسد. وای بر من!
شرح از گنجور
تا زمانی که خورشید صبح بتابد، علم و دانش به اوج خود خواهد رسید، و وقتی که من همچون سروی سرزنده شوم، دوباره به سوی محبوب بازمیگردم.
شرح از گنجور
باز شدن دکان گل به معنای شکفتن زیبایی و ناز است و در این حال نغمه و موسیقی نای عراق از طریق دهل، ستایش و شکوه من را بیان میکند. این تصویر از شادی و زیبایی، همزمان با آواز و ساز، فضایی را میسازد که در آن عشق و محبت تجلی پیدا میکند.
شرح از گنجور
ای ساقی زیبا، باده را به ما بده تا زاهد، هم سر و هم پای خود را فراموش کند و به حالت سرمستی فرو رود.
شرح از گنجور
ای ساقی، به خاطر خدا، آن جام بزرگ را به دست پیر من بده، تا از روی رضایت من باشد.
شرح از گنجور
او گفت که بادهای به او دادم و در دل و جانم قرارش دادم. برایش بال و پری فراهم کردم و او را از صفای وجودم سیراب کردم.
شرح از گنجور
پیر به شدت خراب و مست شده و دیگر نمیتواند ویژگیهایی را که خودش پیشتر به آنها اشاره میکرد، بیان کند.
شرح از گنجور
اگر ساقی (شرابفروش) مرا بکشد، خوشحال میشوم، زیرا بخشش او همچون روحی است و سخاوت من (بخشش خودم) نیز همینگونه است.
شرح از گنجور
من همانند نوشیدنی در کوزهام، و مثل آب در جوی. در میانهی کوه و دشت مست و شادابم، و ساقی خودم هستم.
شرح از گنجور
من از دست خودم دور شدهام و در یک حالت خمیده نشستهام تا همهچیز تحت فرمان خدا باشد و او حاکم و سرپرست من باشد.
شرح از گنجور
شمس حقی که نور او از تبریز تیغ زد
غرقه نور او شد این شعشعه ضیای من
نور شمس حقی، که از تبریز تابید، باعث شد تا همه چیز در نور او غرق شود و این روشنایی، روشنی وجود من نیز هست.
شرح از گنجور
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- غزل
- وزن
- مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
- قافیه
- ایمن
- دفتر
- غزلیات
- ابیات
- ۱۶
دیگر روایتها۱
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۴:۱۷
- خوانش دیگر۴:۳۷
ویدیو
این شعر را دیگران هم خواندهاند۱
- همایون شجریان — تصنیف "طرب منم"
فهرست از گنجور
نسخههای خطی۲
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۸













