نورسانشعر و موسیقیِ پارسی
غزل شمارهٔ ۳۶

خواجه دگر بار بیا

۴:۰۰مولاناCome Once More, My Lord · Rumi

شعر

خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگر بار بیا

این شعر دعوت به درد و شوق و سرخوشی است. گوینده از کسی (احتمالاً محبوب یا خدا) می‌خواهد که دوباره بیاید و شور زندگی را با خود بیاورد. او به عشق و longing اشاره می‌کند و از محبوبش می‌خواهد که در جمع عاشقان حاضر شود و شادی و نور را به زندگی‌ها بازگرداند. شعر همچنین به زیبایی و لطافت عشق و نیاز به وصال اشاره دارد و در نهایت به تنگنای دل و عواطف انسانی می‌پردازد که در جستجوی روشنایی و خوشی است.

خلاصهٔ شعر از گنجور

این شعر ۱۳ بیت دارد؛ در این خوانش ۸ بیت خوانده شده.برای شنیدنِ هر بیت، روی آن بزنید.
  1. ای آقا، ای بزرگ، دوباره بیا و دل ما را از غم رها کن. ای ماه زیبا، ای جوانمرد، دوباره نزد ما بیا و دل‌های ما را شاد کن.

    شرح از گنجور

  2. عاشق تنها و غمگین به دنیای پرشور و هیجان نگاه کن، به کسی که عطش دارد ولی در حال مستی است، ای نوشندهٔ شراب، بیا.

    شرح از گنجور

  3. تو دلیل هستی و وجود منی، همچون بلبل شاداب و سرمست که به سمت گلزار می‌رود. بیایید و به من ملحق شو.

    شرح از گنجور

  4. گوش توی دیده توی وز همه بگزیده توی

    یوسف دزدیده توی بر سر بازار بیا

    گوش تو به تصویر تو توجه دارد و از همه چیز عبور کرده است. تو همچون یوسف که دزدیده شده، بر سر بازار بیا.

    شرح از گنجور

  5. ای ز نظر گشته نهان ای همه را جان و جهان

    بار دگر رقص کنان بی‌دل و دستار بیا

    ای که از دید پنهان شده‌ای، ای روح و زندگی همه‌ی امور، دوباره به رقص درآ، بدون دل و دستار!

    شرح از گنجور

  6. در روز روشن تو، شادی و غم همزمان وجود دارد. تو مانند ماهی هستی که شب را روشن می‌کند و همچون ابری پر از شیرینی، مهربانی می‌کنی. بیا و در این فضا با من باش.

    شرح از گنجور

  7. ای علم عالم نو پیش تو هر عقل گرو

    گاه میا گاه مرو خیز به یک بار بیا

    ای کسی که در علم و دانش برتری، عقل‌ها به زمین می‌افتند و در حضور تو به تسلیم در می‌آیند، گاهی اینجا و گاهی آنجا نرو، تنها یک بار با قدرت و انگیزه بیاید.

    شرح از گنجور

  8. ای دل آغشته به خون چند بود شور و جنون

    پخته شد انگور کنون غوره میفشار بیا

    ای دل که همیشه در عطش شور و شوق هستی، چه مدت دیگر باید در این حال بمانی؟ حالا که انگور رسیده است، بیایید و از آن استفاده کنیم و می را بچشیم.

    شرح از گنجور

  9. ای شب پر از آشفتگی، تو برو و ای غم‌هایی که هنوز گفته نشده‌اند، تو هم برو. ای اندیشه خاموش، تو هم برو و ای دولت و خوشبختی بیدار، به پیش بیا.

    شرح از گنجور

  10. ای دل بی‌قرار، بیا و خود را بیاور، حتی اگر راه بسته باشد و دیواری در میان باشد، بیایید.

    شرح از گنجور

  11. ای جان پاک، به سوی ما بیا، همچون نوح که کشتی نجات را آورد. بیا و آرزوی روح و زندگی را با خود بیاور، و مرهمی برای زخم‌های ما بیاور تا بیماری‌هایمان را درمان کنی.

    شرح از گنجور

  12. ای مه افروخته رو آب روان در دل جو

    شادی عشاق بجو کوری اغیار بیا

    ای ماه زیبا، بر آب روان نگاهی بیفکن و در دل جوی شادی و خوشحالی عاشقان را جستجو کن و چشم افراد بی‌خبر را ببند.

    شرح از گنجور

  13. بس است ای سخنور، دیگر از این گفت‌وگوهای بی‌فایده بگذار. دیگر بس کن از بیان و گفتار بی‌هدف، بی‌آنکه روحی در آن باشد.

    شرح از گنجور

متنِ شعر از گنجور.

شناسنامهٔ شعر

قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
قافیه
اربیا
دفتر
غزلیات
ابیات
۱۳

دیگر روایت‌ها۱

همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو می‌شنوید.

  • خوانش اصلی۴:۰۰
  • خوانش دیگر۳:۴۵

ویدیو

از یوتیوبگشودن در یوتیوب ←

این شعر را دیگران هم خوانده‌اند۶

  • همایون کاظمیخواجه بیا
  • همایون کاظمیشعرخوانی: خواجه بیا
  • محمد معتمدیسرمست
  • رضا یزدانیای عاشقان
  • علی عظیمیهیهات
  • امیر اثنی عشریتصنیف رقص کنان

فهرست از گنجور

نسخه‌های خطی۲

کلیات شمس یا دیوان کبیر با تصحیحات و حواشی بدیع‌الزمان فروزانفر » تصویر 63کلیات شمس تبریزی انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۷۶ » تصویر 54

تصاویر از موزهٔ گنجور

تصویرها۱۰

A lone, ornate brass lantern glowing in the center of a dark, vast desert at twilight, casting long golden shadows on the rippling sand dunes.
A lone, ornate brass lantern glowing in the center of a dark, vast desert at twilight, casting long golden shadows on the rippling sand dunes.
A close-up of a sorrowful, handsome young man looking toward the horizon, wearing a deep indigo silk robe with gold embroidery, soft moonlight reflecting on his eyes.
A close-up of a sorrowful, handsome young man looking toward the horizon, wearing a deep indigo silk robe with gold embroidery, soft moonlight reflecting on his eyes.
A lush, enclosed Persian garden at night, featuring a marble fountain surrounded by blooming red roses and pomegranate trees, illuminated by suspended oil lamps.
A lush, enclosed Persian garden at night, featuring a marble fountain surrounded by blooming red roses and pomegranate trees, illuminated by suspended oil lamps.
A nightingale perched on a flowering branch against a backdrop of a deep velvet-blue sky, captured in a style reminiscent of delicate Persian brushwork.
A nightingale perched on a flowering branch against a backdrop of a deep velvet-blue sky, captured in a style reminiscent of delicate Persian brushwork.
A mystical, dimly lit interior chamber with intricate geometric tile patterns, filled with soft smoke and the warm glow of hundreds of beeswax candles.
A mystical, dimly lit interior chamber with intricate geometric tile patterns, filled with soft smoke and the warm glow of hundreds of beeswax candles.
A lone dervish performing a slow, meditative spin in a courtyard, his long white robe flowing like silk, illuminated by a single, sharp shaft of moonlight.
A lone dervish performing a slow, meditative spin in a courtyard, his long white robe flowing like silk, illuminated by a single, sharp shaft of moonlight.
A weathered stone wall covered in climbing ivy, with a glimpse of a hidden, radiant garden beyond, symbolizing a secret path to the beloved.
A weathered stone wall covered in climbing ivy, with a glimpse of a hidden, radiant garden beyond, symbolizing a secret path to the beloved.
An ancient, dusty wooden table holding a single crystal glass of deep red wine reflecting the light of a dying ember, shadows dancing on the nearby walls.
An ancient, dusty wooden table holding a single crystal glass of deep red wine reflecting the light of a dying ember, shadows dancing on the nearby walls.
A celestial scene showing a glowing, oversized full moon hanging low over a silhouette of a mountain range, soft clouds drifting like golden silk.
A celestial scene showing a glowing, oversized full moon hanging low over a silhouette of a mountain range, soft clouds drifting like golden silk.
A soft, ethereal close-up of a pair of hands gently holding a small, vibrant rose, with a blurred background of a golden-hued, peaceful sanctuary.
A soft, ethereal close-up of a pair of hands gently holding a small, vibrant rose, with a blurred background of a golden-hued, peaceful sanctuary.

دیگر آثار مولانا