
شعر
دوش وقت سحر، از غصه نجاتم دادند
در این شعر، شاعر به لحظهای خاص اشاره میکند که در اوایل صبح با دریافت الهامات و نعمتها، از غم و نگرانی رهایی یافته است. او از روشنایی و زیبایی که به او بخشیده شده سخن میگوید و به شکرگزاری از آن لحظه پرداخته که مانند آب حیات، جان تازهای به او داده است. شاعر به شادی و خوشحالی خود اشاره کرده و میگوید که این همه زیبایی و خوشحالی، نتیجه صبر و ثبات او در برابر سختیهاست. او همچنین به نقش دعای حافظ و افراد سحرخیز در این نجات اشاره میکند. در نهایت، این شعر تجلی سپاسگزاری و شکرگزاری شاعر از لحظههای ارزشمندی است که به او ارزانی شده است.
خلاصهٔ شعر از گنجور
دیشب در هنگام صبحدم از غصه آزادم کردند، و در آن تاریکی شب، آب زندگانی بهمن نوشاندند.
شرح از گنجور
مرا از نور و پرتو «ذات» مست و بیخود کردند، مرا بادهای از جام و قدح «تجلّی صفات» دادند.
شرح از گنجور
چه سحر فرخنده و بینظیری بود، آن «شب قدر» که این مژده و هدیه نو را بهمن دادند.
شرح از گنجور
از این پس، رخ من و آینه وصف جمال و زیبایی است؛ زیرا درآنجا خبر از «جلوه ذات» بهمن دادند.
شرح از گنجور
اگر من بهآرزو رسیدم و شاد گشتم عجب نیست؛ زیرا مستحق و نیازمند بودم و اینها را به زکات بهمن دادند.
شرح از گنجور
هاتف و آواز غیب، آنروز به من مژده این پیروزی و نیکبختی را داد که در آن جور و سختی، بهمن صبر و ثبات دادهبود.
شرح از گنجور
این همه لطافت و زیبایی که در سخن و شعر من هست؛ اجر و پاداش صبریست که از آن شاخنبات بهمن بخشیدند.
شرح از گنجور
از بلندنظری و دعای حافظ و عابدان سحرخیز بود که از بند غم ایّام مرا نجات دادند.
شرح از گنجور
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- غزل
- وزن
- فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
- قافیه
- اتمدادند
- دفتر
- غزلیات
- ابیات
- ۸
دیگر روایتها۱
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۴:۳۹
- خوانش دیگر۴:۲۸
ویدیو
این شعر را دیگران هم خواندهاند۳
- محمد اصفهانی — وقت سحر (شب قدر)
- احمد شاملو — دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
- ستار — آواز شور
فهرست از گنجور
نسخههای خطی۱۶
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۸


















