
شعر
ترسم که اشک، در غم ما پردهدر شود
این شعر حاکی از احساسات عمیق غم و longing (دلتنگی) شاعر است. او از ترس خود میگوید که اشکش بر پرده غم بیفتد و رازی که در دل دارد، فاش شود. شاعر اشاره میکند که صبر ممکن است به نتیجه برسد، اما این کار با درد و رنج همراه است. او میخواهد به میکده برود و از غم خود شکایت کند، به امید اینکه در آنجا آرامشی بیابد. شاعر دعاهایی از نقاط مختلف کرده تا شاید یکی از آنها کارگشا باشد. او همچنین از عشق و مهر صحبت میکند که چهرهاش را زیباتر کرده است. در ادامه، شاعر به چالشهای عشق و رقابت با دیگران اشاره میکند و ابراز نگرانی میکند که ممکن است کسی که نیازمند است، به مقام و ارزش برسد. در نهایت، او به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره میکند و از او میخواهد که در عشق بیشتر مراقب باشد.
خلاصهٔ شعر از گنجور
میترسم که اشکهای من، پردهدری کند و رازِ ما را آشکار کند. (مردم اشکهای من را ببینند و پی به غم و غصهی من ببرند و و این راز پنهان به کل جهان معروف گردد. و مردم برای قصههای شب، آن را تعریف کنند.
شرح از گنجور
میگویند که اگر صبر و استقامت داشته باشی، میتوان سنگ را به لعل تبدیل کرد، اما این کار فقط با تحمل درد و رنج عمیق امکانپذیر است. بله. سنگ لعل میشود. اما باید در خونِ جگر بخوابد تا لعل شود. صبر با خونِ جگر همراه است.
شرح از گنجور
میخواهم گریان و دادخواه به میکده بروم. گریه کنم و طلبِ عدالت و دادرسی کنم. شاید در آنجا از غم و اندوه من رهایی یابم.
شرح از گنجور
من از هر سو دعایم را روانه کردهام. امیدوارم که یکی از آنها کارساز باشد و یکی از تیرهای دعا که فرستادهام، اثر کند
شرح از گنجور
ای جان، ماجرای عشق و دلم را برای محبوب بگو، اما طوری نگو که نسیم صبح از آن باخبر شود.
شرح از گنجور
عشقِ تو چهره من را زرد کردهاست. واقعاً با مهربانیهای شما، حتی خاک هم میتواند به طلا تبدیل شود. (انسان و چهره انسان از خاک ساخته شده و طلا نیز رنگ زرد دارد) به کنایه گفته است که من از غم عشق تو زردرو و رنجور شدهام. همرنگ طلا!
شرح از گنجور
این نخوت و غرور و تکبر مراقب و نگهبانِ تو، من را به حیرت انداختهاست. ای پروردگارا، نگذار که شخص بیارزشی موقعیت و اعتبار پیدا کند.
شرح از گنجور
برای جلب توجه و پسند افراد با سلیقه و فرهیخته، باید نکات زیادی را در نظر داشت و به آنها توجه کرد. تنها زیبایی کافی نیست.
شرح از گنجور
این سرکشی که کنگرهٔ کاخ وصل راست
سرها بر آستانهٔ او خاک در شود
این دیوارهای بلند و زهوار و سرکشی روی طاقهای کاخِ وصل، باعث میشود که همهٔ سرها در برابرِ آستانه و ورودیِ این کاخ، به خاک بیفتند و تسلیم شوند.
شرح از گنجور
ای حافظ! اگر سَرِ زلفِ خوش عطرِ یار در دستِ تو است، حرفی نزن و سکوت کن و حتی نفَسات را هم بیرون نده. وگرنه باد صبا باخبر خواهد شد.
شرح از گنجور
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- غزل
- وزن
- مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
- قافیه
- رشود
- دفتر
- غزلیات
- ابیات
- ۱۰
دیگر روایتها۵
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۳:۵۶
- خوانش دیگر۴:۰۶
- خوانش دیگر ۳۴:۲۱
- خوانش دیگر ۲۳:۳۷
- خوانش دیگر ۴۴:۰۴
- خوانش دیگر ۵۳:۵۴
ویدیو
این شعر را دیگران هم خواندهاند۱۳
- محسن نامجو — ترسم که...
- سید خلیل عالی نژاد — اشک پرده در
- علیرضا افتخاری — تصنیف مقام صبر
- علیرضا قربانی — در آمد ابوعطا ۲
- ایرج بسطامی — تصنیف مقام صبر
- سهیل نفیسی — ترسم از اشک در غم ما پرده در شود
- محسن کرامتی — تصنیف سه گاه
- محمدرضا شجریان — راز سر به مهر – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حسین جباریفرد در ابوعطا اواخر دهه ۷۰ شمسی
- علیرضا قربانی — ادامه ی درآمد
- علیرضا قربانی — جامه دران
- یاس — سفارشی - با تغییر به این صورت در اواسط آهنگ: در تنگنای نفرتم با غلظت شدید - یا رب مباد آنکه صدا معتبر شود
- سید خلیل عالینژاد — اشک پردهدر
فهرست از گنجور
نسخههای خطی۱۲
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۸



















