نورسانشعر و موسیقیِ پارسی
غزل شمارهٔ ۲۲۶

راز سر به مهر

۳:۵۶حافظThe Sealed Secret · Hafez

شعر

ترسم که اشک، در غم ما پرده‌در شود

این شعر حاکی از احساسات عمیق غم و longing (دلتنگی) شاعر است. او از ترس خود می‌گوید که اشکش بر پرده غم بیفتد و رازی که در دل دارد، فاش شود. شاعر اشاره می‌کند که صبر ممکن است به نتیجه برسد، اما این کار با درد و رنج همراه است. او می‌خواهد به میکده برود و از غم خود شکایت کند، به امید اینکه در آنجا آرامشی بیابد. شاعر دعاهایی از نقاط مختلف کرده تا شاید یکی از آن‌ها کارگشا باشد. او همچنین از عشق و مهر صحبت می‌کند که چهره‌اش را زیباتر کرده است. در ادامه، شاعر به چالش‌های عشق و رقابت با دیگران اشاره می‌کند و ابراز نگرانی می‌کند که ممکن است کسی که نیازمند است، به مقام و ارزش برسد. در نهایت، او به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که در عشق بیشتر مراقب باشد.

خلاصهٔ شعر از گنجور

این شعر ۱۰ بیت دارد؛ در این خوانش ۹ بیت خوانده شده.برای شنیدنِ هر بیت، روی آن بزنید.
  1. می‌ترسم که اشک‌های من، پرده‌دری کند و رازِ ما را آشکار کند. (مردم اشک‌های من را ببینند و پی به غم و غصه‌ی من ببرند و و این راز پنهان به کل جهان معروف گردد. و مردم برای قصه‌های شب، آن را تعریف کنند.

    شرح از گنجور

  2. می‌گویند که اگر صبر و استقامت داشته باشی، می‌توان سنگ را به لعل تبدیل کرد، اما این کار فقط با تحمل درد و رنج عمیق امکان‌پذیر است. بله. سنگ لعل می‌شود. اما باید در خونِ جگر بخوابد تا لعل شود. صبر با خونِ جگر همراه است.

    شرح از گنجور

  3. می‌خواهم گریان و دادخواه به میکده بروم. گریه کنم و طلبِ عدالت و دادرسی کنم.  شاید در آنجا از غم و اندوه من رهایی یابم.

    شرح از گنجور

  4. من از هر سو دعایم را روانه کرده‌ام. امیدوارم که یکی از آن‌ها کارساز باشد و یکی از تیرهای دعا که فرستاده‌ام، اثر کند

    شرح از گنجور

  5. ای جان، ماجرای عشق و دلم را برای محبوب بگو، اما طوری نگو که نسیم صبح از آن باخبر شود.

    شرح از گنجور

  6. عشقِ تو چهره من را زرد کرده‌است. واقعاً با مهربانی‌های شما، حتی خاک هم می‌تواند به طلا تبدیل شود. (انسان و چهره انسان از خاک ساخته شده و طلا نیز رنگ زرد دارد) به کنایه گفته است که من از غم عشق تو زردرو و رنجور شده‌ام. همرنگ طلا!

    شرح از گنجور

  7. این نخوت و غرور و تکبر مراقب و نگهبانِ تو، من را به حیرت انداخته‌است. ای پروردگارا، نگذار که شخص بی‌ارزشی موقعیت و اعتبار پیدا کند.

    شرح از گنجور

  8. برای جلب توجه و پسند افراد با سلیقه و فرهیخته، باید نکات زیادی را در نظر داشت و به آن‌ها توجه کرد. تنها زیبایی کافی نیست.

    شرح از گنجور

  9. این سرکشی که کنگرهٔ کاخ وصل راست

    سرها بر آستانهٔ او خاک در شود

    این دیوارهای بلند و زهوار و سرکشی روی طاق‌های کاخِ وصل، باعث می‌شود که همهٔ سرها در برابرِ آستانه و ورودیِ این کاخ، به خاک بیفتند و تسلیم شوند.

    شرح از گنجور

  10. ای حافظ! اگر سَرِ زلفِ خوش عطرِ یار در دستِ تو است، حرفی نزن و سکوت کن و حتی نفَس‌ات را هم بیرون نده. وگرنه باد صبا باخبر خواهد شد.

    شرح از گنجور

متنِ شعر از گنجور.

شناسنامهٔ شعر

قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قافیه
رشود
دفتر
غزلیات
ابیات
۱۰

دیگر روایت‌ها۵

همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو می‌شنوید.

  • خوانش اصلی۳:۵۶
  • خوانش دیگر۴:۰۶
  • خوانش دیگر ۳۴:۲۱
  • خوانش دیگر ۲۳:۳۷
  • خوانش دیگر ۴۴:۰۴
  • خوانش دیگر ۵۳:۵۴

ویدیو

این شعر را دیگران هم خوانده‌اند۱۳

  • محسن نامجوترسم که...
  • سید خلیل عالی نژاداشک پرده در
  • علیرضا افتخاریتصنیف مقام صبر
  • علیرضا قربانیدر آمد ابوعطا ۲
  • ایرج بسطامیتصنیف مقام صبر
  • سهیل نفیسیترسم از اشک در غم ما پرده در شود
  • محسن کرامتیتصنیف سه گاه
  • محمدرضا شجریانراز سر به مهر – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حسین جباری‌فرد در ابوعطا اواخر دهه ۷۰ شمسی
  • علیرضا قربانیادامه ی درآمد
  • علیرضا قربانیجامه دران
  • یاسسفارشی - با تغییر به این صورت در اواسط آهنگ: در تنگنای نفرتم با غلظت شدید - یا رب مباد آنکه صدا معتبر شود
  • سید خلیل عالی‌نژاداشک پرده‌در

فهرست از گنجور

نسخه‌های خطی۱۲

دیوان حافظ به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی، به خط حسن زرین خط، مرداد ۱۳۲۰ شمسی ، زوار، چاپ سینا، تهران » تصویر 283دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الثانی ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 92دیوان حافظ نسخه‌برداری شده در رمضان ۸۵۵ ه.ق توسط سلیمان الفوشنجی » تصویر 114کتاب خواجه حافظ شیرازی به خط محمد ساوجی مورخ ۱۲۸۰ هجری قمری » تصویر 131دیوان لسان الغیب سنهٔ ۹۲۰ هجری قمری دارای مقدمهٔ منثور » تصویر 143دیوان حافظ، قاسم انوار و شمس مغربی به خط میر علی کاتب سلطانی نسخه‌برداری شده در سال ۹۲۷ قمری » تصویر 137دیوان خواجه حافظ شیرازی (با تصحیح و سه مقدمه و حواشی و تکمله و کشف الابیات) به کوشش سید ابوالقاسم انجوی شیرازی - شمس الدین محمد حافظ - تصویر ۲۲۴کهن‌ترین نسخهٔ دیوان حافظ از کتابخانهٔ نور عثمانیه ۸۰۱ هجری - تصویر ۱۴خاطر مجموع (جامع دیوان جامع حافظ بر اساس بیست و یک متن معتبر چاپی) تدوین و توضیح شفیع شجاعی ادیب - شمس الدین محمد حافظ - تصویر ۵۲۵دیوان حافظ بر اساس سه نسخه کامل کهن مورخ به سالهای ۸۱۳ و ۸۲۲ و ۸۲۵ هجری قمری به تصحیح اکبر بهروز و رشید عیوضی - شمس الدین محمد حافظ - تصویر ۲۹۳دیوان حافظ به توضیح و تصحیح پرویز ناتل خانلری - ج ۱ (غزلیات) - شمس الدین محمد حافظ - تصویر ۴۵۹دیوان مولانا شمس الدین محمد حافظ شیرازی به اهتمام دکتر یحیی قریب - حافظ شیرازی - تصویر ۲۲۷

تصاویر از موزهٔ گنجور

تصویرها۸

A man of about thirty-two stands centred in a symmetrical Isfahani courtyard at ember dusk, both hands closed hard over a wax-sealed letter held to his chest, head bowed, a single tear striking the turquoise floor tiles.
A man of about thirty-two stands centred in a symmetrical Isfahani courtyard at ember dusk, both hands closed hard over a wax-sealed letter held to his chest, head bowed, a single tear striking the turquoise floor tiles.
The same man stands motionless in a crowded Isfahani bazaar arcade while people stream past him in both directions, his fist clenched so hard on the sealed letter that the red wax has softened and stained his hand.
The same man stands motionless in a crowded Isfahani bazaar arcade while people stream past him in both directions, his fist clenched so hard on the sealed letter that the red wax has softened and stained his hand.
Green-glazed lamplight fills a vaulted travellers' room where an elderly cupbearer sets an antique brass goblet down, as the man enters with his face wet and holds the sealed letter out like a petition; a woman musici…
Green-glazed lamplight fills a vaulted travellers' room where an elderly cupbearer sets an antique brass goblet down, as the man enters with his face wet and holds the sealed letter out like a petition; a woman musici…
The man opens both hands on an Isfahani rooftop and releases a scatter of small folded Persian petitions into the wind, which takes them in every direction over turquoise domes, some rising, some falling.
The man opens both hands on an Isfahani rooftop and releases a scatter of small folded Persian petitions into the wind, which takes them in every direction over turquoise domes, some rising, some falling.
The man kneels frontally at the parapet of an arched Isfahani bridge over slow turquoise water, speaking so low his lips barely move, one hand cupped against the wind to shield the words, while gold-flecked air curls…
The man kneels frontally at the parapet of an arched Isfahani bridge over slow turquoise water, speaking so low his lips barely move, one hand cupped against the wind to shield the words, while gold-flecked air curls…
Light through a pierced stone screen lays saffron lozenges across a courtyard where the man watches swept grey dust run from his hand as fine gold-flecked radiance, astonishment on his gold-pale face.
Light through a pierced stone screen lays saffron lozenges across a courtyard where the man watches swept grey dust run from his hand as fine gold-flecked radiance, astonishment on his gold-pale face.
The man stands to one side of a great cobalt-tiled portal, plain and gold-pale with the sealed letter pressed under his coat, while a self-satisfied doorkeeper lifts his chin and admits elegant visitors who look him o…
The man stands to one side of a great cobalt-tiled portal, plain and gold-pale with the sealed letter pressed under his coat, while a self-satisfied doorkeeper lifts his chin and admits elegant visitors who look him o…
The man kneels at the high tiled threshold of the same courtyard under early starlight, forehead almost to the stone, both hands still closed on the unbroken seal, while a single thread of luminous scent escapes betwe…
The man kneels at the high tiled threshold of the same courtyard under early starlight, forehead almost to the stone, both hands still closed on the unbroken seal, while a single thread of luminous scent escapes betwe…

دیگر آثار حافظ