نورسانشعر و موسیقیِ پارسی
غزل شمارهٔ ۱۱

برافروز جام ما

۳:۴۶حافظIlluminate Our Cup · Hafez

شعر

ساقی به نور باده برافروز جام ما

این شعر از حافظ به توصیف لذتی می‌پردازد که انسان‌ها از عشق و شراب می‌برند. شاعر از ساقی می‌خواهد که باده در جامش بریزد و مطرب را فرا می‌خواند تا آواز بخواند، چرا که زندگی به کام اوست. او به زیبایی و جذابیت دوست اشاره می‌کند و بیان می‌کند که عشق باعث زنده‌ماندن دل‌ها می‌شود. حافظ با بیان اینکه نام او از یاد نرود و از هدیه پیغام به محبوبش سخن می‌گوید، به نکته‌ای اشاره می‌کند که لذت‌های دنیوی زودگذر هستند. او همچنین بی‌نگرانی از عواقب اعمال در روز بازخواست و اشاره به زندگی حلال و حرام را با بیانی هنری بیان می‌کند. در نهایت، حافظ با تصویر دریای نعمت و کشتی اشاره به خوشبختی دارد که از طریق عشق و هنر به دست می‌آید.

خلاصهٔ شعر از گنجور

این شعر ۱۰ بیت دارد؛ در این خوانش ۸ بیت خوانده شده.برای شنیدنِ هر بیت، روی آن بزنید.
  1. غزل با لحنی شادمانه آغاز شده‌است. از ساقی می‌خواهد که جام را با نور ِ باده روشن و گلگون کند. و از مطرب می‌خواهد که غزلی بگوید؛ که جهان به کام ِ ما شده‌است. برافروختن ِ جام، در معنایِ روشن کردن، تشبیه ِ شراب به آتش است که در مشعل ِ جام قرار می‌گیرد و فروزان می‌شود. بگو در معنایِ سخن بگو، این معنا را می‌تواند برساند که از مطرب خواسته است، به همه بگوید و اطلاع دهد که کار ِ جهان به کام ِ ما شده‌است. بگو، معنایِ سرودن و آواز خواندن هم دارد. در این معنا، می‌توان گفت که از مطرب خواسته که نغمه‌ئی بخواند. به این دلیل که کار ِ جهان به کام ِ ما شده است. یعنی به شادباش ِ آن که کار ِ جهان به کام ِ ایشان شده، بزمی ترتیب داده و از ساقی می‌خواهد که آتش ِ جام را بر فروزد و از مطرب می‌خواهد که نغمه‌ئی طرب‌انگیز بخوانَد.

    شرح از گنجور

  2. ما در پیاله (جهان) چهره یار (خداوند)را دیده ایم( یعنی به هر چه نگاه میکنیم به شکلی تصویر خداوند را میبینیم) ای بی خبر از این لذت وصل همیشگی و. لذت رحظه لحظه ما از زندگی

    شرح از گنجور

  3. آن کسی که دل‌اش به عشق زنده است، هرگز نخواهد مُرد. دوام و بقا و جاودانگی ِ ما در دفتر ِ روزنامه‌یِ عالَم ثبت شده‌است.

    شرح از گنجور

  4. چندان بود کرشمه و ناز سهی‌قدان

    کآید به جلوه سرو صنوبرخرام ما

    کرشمه و ناز ِ سهی‌قد ها تا جایی و تا زمانی است که سرو ِ صنوبرخرام ِ ما به جلوه در آید. یعنی تا زمانی جرئت و مجال ِ خودنمایی و عرض ِ اندام دارند که او خود را نشان نداده‌است. چندان بود، معنای دیگری هم دارد: «به اندازه‌ئی هست که...» در این حالت، می‌توان گفت که کرشمه و ناز ِ سهی‌قدان به آن اندازه‌ئی شده که سرو ِ صنوبرخرام ِ ما خود را نشان بدهد. یعنی زمان ِ آن فرا رسیده‌است. چون‌که سهی‌قدان کرشمه را از حد برده‌اند.

    شرح از گنجور

  5. زنهار عرضه ده ... را به دو شکل می‌خوانم: ۱. زنهار! بر ِ جانان پیام ِ ما را عرضه کن. ۲. پیام ِ ما را مانند ِ زنهاری بر ِ جانان عرضه بده. در شکل ِ نخست، باد را زنهار می‌گوید. به باد می‌گوید که آگاه باش! مراقب باش! و به جانان پیام ِ ما را بگو. در شکل ِ دومی، از باد می‌خواهد که اگر به گلستان ِ یاران ِ شاعر گذر کرد، پیغام ِ شاعر را به شکل ِ زنهار و هشداری به آنان عرضه کند. یا عهد و پیمانی که پیش‌تر با شاعر بسته بودند را به ایشان یادآوری کند، یا از آن‌ها پناه و امان و مهلت بخواهد.

    شرح از گنجور

  6. در ادامه‌یِ بیت ِ پیش، به صبا می‌گوید پیغام ِ من را بگو! از او بپرس: چرا به عمد، نام ما را از یاد می‌بری؟ به‌هرحال، آن روزی که نام ِ ما به یادت نیاید، خواهد رسید. به عبارتی: بالاخره روزی خواهد رسید که نام ِ ما را به یاد نیاوری

    شرح از گنجور

  7. معناهایِ متفاوت ِ واژه را در پرانتز می‌آورم و این پرانتز به معنایِ مترادف بودن نیست. مستی (خماری ِ چشم، مست بودن، گلایه، اندوه) به چشم ِ شاهد ِ دلبند ِ ما خوش می‌نشیند (خوش‌آیند است). زآن‌رو (به همین خاطر است که، از آن چهره) اختیار ِ ما را (از آن روز که ما را از شیر گرفتند)، به مستی (مست بودن، یک مست، چشم ِ مست ِ یار) سپرده‌اند.

    شرح از گنجور

  8. برایِ حال ِ شیخ نگران ام! می‌ترسم که در روز ِ قیامت، روزی که مردم را بابت ِ کارهای‌شان در این دنیا بازخواست می‌کنند، نان ِ حلال ِ شیخ، برتری و مزیتی به آب ِ حرام ِ ما نداشته باشد! نان ِ حلال و آب ِ حرام، کنایه‌هایی اند که از قول ِ شیخ و زاهد گفته. که گویا نانی که آن‌ها می‌خورند حلال است و آبی که شاعر و رندان می‌نوشند، حرام است. عبارت‌هایِ حرام و حلال هم اصطلاح‌های شرع است. آب ِ حرام هم اشاره به می است و هم اشاره به نگرش ِ شیخ به گروهی که شاعر خود را از آنان می‌داند که از دید ِ شیخ و واعظ، آبی هم که بنوشند، حرام است! به طعنه می‌گوید که می‌ترسم سر ِ آخر که روز ِ بازخواست است، نان ِ حلال ِ آن‌ها از اب ِ حرام ِ ما ارج و قرب ِ بیش‌تری نداشته باشد!

    شرح از گنجور

  9. این‌جا شاعر، دانه‌یِ اشک (قطره‌یِ اشک) را به دانه‌ئی که پرندگان را ترغیب می‌کُنَد که به سویِ دام بیایند تشبیه کرده. و وصل را به پرنده. می‌گوید ای حافظ! دانه‌یِ اشکی از دیده بیفشان، به امید ِ این‌که وصل به دام ِ تو بیفتد! یار به‌خاطر ِ اشک ِ تو به وصال مایل شود و به سمت ِ تو بیاید.

    شرح از گنجور

  10. دریای اخضر فلک و کشتی هلال

    هستند غرق نعمت حاجی‌قوام ما

    آسمان و ماه ِ درون ِ آن، به‌مانند ِ دریا و کشتی ِ داخل ِ آن، همه غرق ِ نعمت ِ حاجی قوام ِ ما هستند. حاجی قوام یا قوام‌الدین حسن از رجال ِ معروف ِ آل ِ مظفّر بوده است که در دوران ِ جوانی ِ حافظ در شیراز حکم‌رانی می‌کرده‌اند. گویا حاجی قوام بزم‌ها و خوان ِ پر نعمتی نیز داشته‌است که شاعر نیز از میهمانان ِ او در این بزم‌ها بوده و شاعر در چند غزل نیز از او به نیکویی یاد کرده‌است.

    شرح از گنجور

متنِ شعر از گنجور.

شناسنامهٔ شعر

قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قافیه
امما
دفتر
غزلیات
ابیات
۱۰

دیگر روایت‌ها۱

همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو می‌شنوید.

  • خوانش اصلی۳:۴۶
  • خوانش دیگر۳:۴۵

ویدیو

از یوتیوبگشودن در یوتیوب ←

این شعر را دیگران هم خوانده‌اند۶

  • حسام الدین سراجنور باده
  • حامد نیک‌پیساقی ساقی
  • غلامحسین بنانساز و آواز (آواز دشتی)
  • آکادمی مقاممقام راستی
  • نیاز نوابساقی
  • پالتحافظ

فهرست از گنجور

نسخه‌های خطی۲۷

دیوان حافظ به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی، به خط حسن زرین خط، مرداد ۱۳۲۰ شمسی ، زوار، چاپ سینا، تهران » تصویر 139دیوان حافظ به خط محمدرضا ابن عبدالعزیز مورخ ۱۲۱۶ هجری قمری » تصویر 62دیوان حافظ با رقم وفات او در انتها به سال ۷۹۱ هجری » تصویر 6دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الثانی ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 11دیوان حافظ تحت مالکیت سابق سلطان عثمانی عبدالحمید دوم » تصویر 7کتاب خواجه حافظ شیرازی به خط محمد ساوجی مورخ ۱۲۸۰ هجری قمری » تصویر 11دیوان حافظ نسخهٔ موزهٔ بریتانیا » تصویر 8دیوان حافظ نسخه‌برداری شده در رمضان ۸۵۵ ه.ق توسط سلیمان الفوشنجی » تصویر 6جنگ اشعار به خط شرف الدین حسین سلطانی سنه ۸۷۳ ه ق در شماخی  » تصویر 12دیوان حافظ به خط سلطانعلی مشهدی با تصاویر حاشیهٔ افزوده در دورهٔ گورکانی هند » تصویر 8دیوان حافظ به خط عبدالصمد شیرین‌قلم ۹۹۰ هجری » تصویر 10منتخبی از اشعار سعدی، حافظ و جامی » تصویر 111

تصاویر از موزهٔ گنجور

تصویرها۱۰

A hand pouring glowing amber wine into an ornate golden goblet, reflected candlelight dancing on the surface, dark indigo silk tablecloth background.
A hand pouring glowing amber wine into an ornate golden goblet, reflected candlelight dancing on the surface, dark indigo silk tablecloth background.
A silhouette of a musician playing a setar, long shadows cast against a wall of intricate turquoise and gold geometric tiles, hazy golden hour light.
A silhouette of a musician playing a setar, long shadows cast against a wall of intricate turquoise and gold geometric tiles, hazy golden hour light.
A person gazing into a wine cup, a faint ethereal reflection of a beloved's face visible in the liquid, soft focus, warm amber glow.
A person gazing into a wine cup, a faint ethereal reflection of a beloved's face visible in the liquid, soft focus, warm amber glow.
An ancient, weathered parchment scroll unfurling on a mahogany desk, beside a single red rose, soft moonlight filtering through a carved wooden lattice window.
An ancient, weathered parchment scroll unfurling on a mahogany desk, beside a single red rose, soft moonlight filtering through a carved wooden lattice window.
A vast, sprawling Persian rose garden at dusk, deep indigo sky, flowers glowing under the moonlight, sense of infinite space.
A vast, sprawling Persian rose garden at dusk, deep indigo sky, flowers glowing under the moonlight, sense of infinite space.
A gentle breeze stirring silk curtains in a courtyard, cherry blossom petals drifting through the air, cinematic golden light.
A gentle breeze stirring silk curtains in a courtyard, cherry blossom petals drifting through the air, cinematic golden light.
Close-up of a beloved's eyes, deep brown and expressive, with a faint reflection of a burning candle, soft painterly texture.
Close-up of a beloved's eyes, deep brown and expressive, with a faint reflection of a burning candle, soft painterly texture.
A dervish-like figure spinning slowly in a stone courtyard, dress swirling like clouds, sunset casting long dramatic shadows.
A dervish-like figure spinning slowly in a stone courtyard, dress swirling like clouds, sunset casting long dramatic shadows.
A traditional clay jar of wine resting on a patterned rug, surrounded by scattered jasmine flowers, warm flickering hearth fire lighting.
A traditional clay jar of wine resting on a patterned rug, surrounded by scattered jasmine flowers, warm flickering hearth fire lighting.
A single tear falling onto a silk cloth, catching the light like a crystal bead, soft blurred background of a night garden, melancholic beauty.
A single tear falling onto a silk cloth, catching the light like a crystal bead, soft blurred background of a night garden, melancholic beauty.

دیگر آثار حافظ