
شعر
در نظربازی ما، بیخبران، حیراناند
در این شعر، شاعر به بیان تجربههای عاشقانه و جنبههای عاطفی عشق میپردازد. او با اشاره به بیخبری مردم از حقایق عشق و حیرتهای آنها، خود را به عنوان کسی معرفی میکند که به این امور آگاه است. عاقلان به عنوان نقطههای پرگار وجود شناخته میشوند، اما عشق به انسانها میآموزد که در دایره عشق سرگردانند. تصویر زیبای معشوق و رابطه عاشقانه به نوعی ناب و عمیق جا داده شده است. شاعر از عهد خود با عشق و معشوق سخن میگوید و به تضاد زاهدان و عاشقان اشاره میکند. او تأکید میکند که کسانی که از عشق واقعی فاصله میگیرند، مستحق رنجهای جدایی هستند. در نهایت، بایستههای عشق و حقیقت به شکلی عمیق و زیبا جلوهگر میشود و زاهدان و اهل قرآن که فاقد درک صحیح عشقاند، به چالش کشیده میشوند.
خلاصهٔ شعر از گنجور
آدمهای نادان معنی نظربازی ما را نمیدانند؛ من همان هستم که بهآنها نمودم، حالا خود میدانند که چه برداشت کنند.
شرح از گنجور
عاقلان و آنها که از عشق بیخبر هستند گرامی و گرانقدر هستند اما عشق، بها و ارزشی برای آنها قائل نیست.
شرح از گنجور
فقط من نیستم که پیوسته بهاو مینگرم و عاشق او هستم، بلکه ماه و خورشید نیز همینکار را میکنند.
شرح از گنجور
ما از ازل پیمان عشق خود را با شیریندهنان بستهایم؛ ما بندگان هستیم و آنها پادشاهان هستند.
شرح از گنجور
مفلس و بیپول هستیم و برای می و موسیقی میخواهیم به خرابات برویم؛ وای بر ما اگر خرقه پشمین ما را بهگرو قبول نکنند.
شرح از گنجور
خفاش کور نمیتواند به وصل خورشید برسد؛ حتی صاحبنظران نیز در آن دیدار، حیران میشوند (چه رسد به خفاش کور)
شرح از گنجور
لاف عاشقی زدن و شکایت از جور یار، دو چیز با هم ناساز هستند کسانیکه اینچنین هستند لایق وصال نیستند.
شرح از گنجور
مگر چشمان سیاه تو راهش را بهمن بیاموزد وگرنه نمیتوانم مستی خود را پنهان کنم.
شرح از گنجور
اگر عطر خوش تو را باد به بهشت برساند در آنجا عقل و جان خود را بهشکرانه میبخشند.
شرح از گنجور
زاهد اگر رندی و نکتههای حافظ را نمیفهمد (و او را سرزنش میکند) غیر از این نیست که دیوها نیز از آنانکه قرآن میخوانند، میگریزند.
شرح از گنجور
گر شوند آگه از اندیشهٔ ما، مغبچگان
بعد از این، خرقهٔ صوفی به گرو نستانند
اگر مغبچگان از اندیشه ما آگاه شوند، بعد از این، صوفی را در خرابات نمیپذیرند.
شرح از گنجور
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- غزل
- وزن
- فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
- قافیه
- انند
- دفتر
- غزلیات
- ابیات
- ۱۱
دیگر روایتها۱
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۴:۳۷
- خوانش دیگر۴:۴۹
ویدیو
این شعر را دیگران هم خواندهاند۱۱
- محمدرضا شجریان — ادامه ساز و آواز (حجاز، جامه دران، فراز دوم حجاز)
- علیرضا افتخاری — تصنیف در نظر بازی
- علی زند وکیلی — چشم سیاه (با الهام از تصنیف دست تولا)
- محمدرضا شجریان — ساز و آواز
- محمدرضا شجریان — ادامه ساز و آواز (کردبیات، اوج، اصفهانک و فرود)
- محمدرضا شجریان — سالگرد ادیب خوانساری – اجرای خصوصی شجریان و کسایی به تاریخ ۶ فروردین ۶۴
- محسن کرامتی — ساز و آواز ۱
- محسن کرامتی — ساز و آواز ۲
- محمد معتمدی — حیرانی
- محسن چاوشی، حجت اشرفزاده — غراضهچین - از دقیقهٔ ۳:۰۵ با صدای «حجت اشرفزاده»
- محمد معتمدی — Hafez, Act I Scene ۷: Hafez's Aria II and Arrest Hafez
فهرست از گنجور
نسخههای خطی۱۳
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۱۰




















