
بیا که بی تو قرار نیست
شعر
جانا بیا که بی تو دلم را قرار نیست
این شعر بیانگر شدت عشق و وابستگی عاطفی شاعر به معشوق است. شاعر از بیتابی و ناتوانی در انتظار به سر میبرد و میگوید که بدون محبوبش آرامش ندارد. او به دیوانگیاش در عشق اشاره میکند و میافزاید که عقلش در این زمینه کار نمیکند. شاعر تأکید میکند که درد عشق برای او کافی است و هدفش بیشتر از خوشی و بوسه نیست. در نهایت، او عشق را برتر از عقل میداند و بر این باور است که هیچکس که در عشق نباشد، هشیار نیست. عشق را مهمترین هدف زندگی میداند و به سوی محبوبش میافتد.
خلاصهٔ شعر از گنجور
ای عزیزم، بیا که بدون تو دلم آرامش ندارد و دیگر توان صبر کردن و انتظار کشیدن را ندارم.
شرح از گنجور
من در آتش عشق آنقدر دیوانهام که دل و عقل هر دو از کار افتادهاند و در نهایت، از این شرایط وضعیت خوبی نخواهم داشت.
شرح از گنجور
اگر خواستهات خواندن من باشد یا اگر هدف تو دور کردن من از خود است، هر آنچه که ارادهات میطلبد را انجام بده، چرا که من هیچ اختیاری در این زمینه ندارم.
شرح از گنجور
ما فقط به همین اندازه نیاز داریم که درد عشق را احساس کنیم، هدف ما از نزدیک شدن به تو تنها بوسیدن و در آغوش گرفتن نیست.
شرح از گنجور
ای دل، همیشه عاشق و همیشه سرمست باش، زیرا کسی که در عشق سرمست نشده، در واقع هوشیار نیست.
شرح از گنجور
با عشق همراه شو و به عقل خود بیاعتنا باش، زیرا در نظر اهل دانش، عقل هیچ اعتباری ندارد.
شرح از گنجور
هر گروهی برای خود دینی و راهی دارد، اما برای عبید تنها راه و هدفش همان کوی یار است که به آن میرسد.
شرح از گنجور
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- غزل
- وزن
- مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
- قافیه
- ارنیست
- دفتر
- غزلیات
- ابیات
- ۷
دیگر روایتها۱
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۳:۳۸
- خوانش دیگر۳:۵۴
ویدیو
نسخههای خطی۱
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۸












