
شعر
ای به عالم کرده پیدا راز پنهان مرا
این شعر از عطار نیشابوری است که در آن شاعر به بیان درد و آرزوی عشق میپردازد. او از رازهای پنهان خود سخن میگوید و به محبوبش اشاره میکند که چگونه او را در این دردها و آرزوها میبیند. شاعر از اشتیاق به دیدار محبوبش صحبت میکند و اینکه چقدر درد و فراق او را عذاب میدهد. همچنین او اشاره میکند که اگر امیدی به وصال محبوب نباشد، زندگیاش به هجران کشیده خواهد شد. در نهایت، شاعر از آسیبهایی که عشق به او زده و درخواستی برای جمع کردن پریشانیاش از روی محبوب دارد سخن میگوید.
خلاصهٔ شعر از گنجور
ای کسی که رازهای نهان مرا بر جهان آشکار کردهای، من کیستم که از وجود تو بویی به جانم برسد.
شرح از گنجور
من از درد و رنج درونم پر هستم، اما تو هم اکنون در من حضور داری. چون تو توانستهای این راز نهفته در وجودم را بشناسی.
شرح از گنجور
از آرزوی دیدن چهرهات، چهرهام را در خون میزنم، چون جز دیدن تو، هیچ چیز دیگری نمیتواند اشکهای من را درمان کند.
شرح از گنجور
اگرچه در مسیر عشق مثل یک قلم تلاش کردم، اما پا و سرم در این بیابان پیدا نشد.
شرح از گنجور
اگر امیدی به رسیدن به تو نباشد، رهبر من همیشه در مسیر جدایی و دوری از تو حرکت خواهد کرد.
شرح از گنجور
تو که میدانی چقدر دلهایم آشفته و دردم روز به روز بیشتر میشود، چه تدبیری برای کمک به من داری؟
شرح از گنجور
عطار در این بیان به حال پریشانی خود اشاره میکند و آن را شبیه به زلفهای آشفتهای میداند. او از معشوق میخواهد که زلفهایش را مرتب کند، انگار که با این کار میتواند جان پریشان او را سامان دهد و آرامش ببخشد. این درخواست نشاندهندهی عمق احساس و نیاز عطار به نظم و آرامش در زندگیاش است.
شرح از گنجور
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- غزل
- وزن
- فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
- قافیه
- انمرا
- دفتر
- غزلیات
- ابیات
- ۷
دیگر روایتها۱
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۳:۵۱
- خوانش دیگر۳:۴۸
ویدیو
نسخههای خطی۱
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۱۰
















