نورسانشعر و موسیقیِ پارسی
غزل شمارهٔ ۱۰۴

طریق عشق جانا بی بلا نیست

۴:۴۰عطارThe Path of Love Is Not Without Affliction · Attar

شعر

طریق عشق جانا بی بلا نیست

در این شعر درباره عشق و دشواری‌های آن صحبت می‌شود. شاعر بیان می‌کند که عشق بدون سختی و بلا امکان‌پذیر نیست و اگر چه در مسیر عشق مشکلات زیادی وجود دارد، این مشکلات باید پذیرفته شوند. انسان باید به استقبال دردها برود تا به وصال محبوب برسد و بی‌دردی در عشق نشانه ناکامی است. شاعر همچنین می‌گوید که عشق واقعی باعث نزدیکی به حقیقت و خداوند می‌شود و این ارتباط عمیق از طریق تحمل سختی‌ها و بلاها امکان‌پذیر است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که تنها با فنا شدن در عشق می‌توان به بقا و حقیقت واقعی دست یافت.

خلاصهٔ شعر از گنجور

این شعر ۱۶ بیت دارد؛ در این خوانش ۱۲ بیت خوانده شده.برای شنیدنِ هر بیت، روی آن بزنید.
  1. راه عشق به معشوق، بدون درد و رنج نیست و در حقیقت، هیچ زمان نمی‌توان بدون چالش و سختی، به این مسیر ادامه داد.

    شرح از گنجور

  2. اگر صد تیر هم به تو اصابت کند، مثل این است که اشتباه از خود تیرانداز است.

    شرح از گنجور

  3. هر چیزی که از آنجا به تو برسد، درست است. تو اگر با دید کج و نادرست نگاه کنی، آن را پذیرفتن نادرست است.

    شرح از گنجور

  4. اگر در موضوعی حتی به اندازه یک رشته مو هم رضایت و خشنودی وجود نداشته باشد، از آن سر خودت هیچ اطلاعی نداری.

    شرح از گنجور

  5. خودت را آماده کن و صبر کن تا به دیدار دوست برسی، زیرا کسی که سختی‌ها و دردها را تجربه نکند، حقیقتاً با دوستش ملاقات نخواهد کرد.

    شرح از گنجور

  6. در میان مشکلات و سختی‌ها، با او شادی کن؛ زیرا هر جا که او باشد، هرگز خطری وجود ندارد.

    شرح از گنجور

  7. اگر کسی در زندگی‌اش همواره ناراحت باشد، شب‌هایش هم خوش نخواهد بود. پس بهتر است با چنین فردی نمی‌توان جزو خوشبخت‌ها بود.

    شرح از گنجور

  8. این شعر به نوعی به ارزش و اهمیت وجود کسی اشاره می‌کند که در درگیری‌ها و نزاع‌ها، باعث ایجاد درد و رنج می‌شود. اصل موضوع این است که اگر کسی به شما ظلم کند و بر شما خون بریزد، به جز این موضوع هیچ‌چیز دیگری نمی‌تواند ارزش شما را تعیین کند. در حقیقت، وجود آن فرد و کارهایش به نوعی نشان‌دهنده‌ی ارزش ذاتی شما است.

    شرح از گنجور

  9. به دنبال درمان روح خود نباش و زندگی‌ات را فدای عشق نکن، زیرا درد عشق هرگز درمانی ندارد.

    شرح از گنجور

  10. در این دریای بی‌پایان، هیچ‌کس حتی به اندازه‌ی یک تار موی امید به آشنایی ندارد.

    شرح از گنجور

  11. تو از دریا دوری، اما جالب اینجاست که این دریا هرگز از تو جدا نمی‌شود.

    شرح از گنجور

  12. تو او را حاصلی و او تورا گم

    تو او را هستی اما او تورا نیست

    تو در حقیقت صاحب او هستی، اما او تو را گم کرده است. تو وجود داری و هستی، اما او به وجود تو توجهی ندارد.

    شرح از گنجور

  13. خیال کژ مبر اینجا و بشناس

    که هر کو در خدا گم شد خدا نیست

    به‌هیچ وجه به تصور بد در این مکان نپرداز، و درک کن که هرکس در راه خدا گم شود، خود خدا نیست.

    شرح از گنجور

  14. ولی روی بقا هرگز نبینی

    که تا ز اول نگردی از فنا نیست

    اما هرگز نمی‌توانی ظاهر جاودانگی را ببینی، مگر اینکه ابتدا از زوال و فنا عبور کنی.

    شرح از گنجور

  15. چو تو در وی فنا گردی به کلی

    تو را دایم ورای این بقا نیست

    زمانی که تو در ذات خود محو و فنا شوی، دیگر هیچ چیز جز این بقا وجود نخواهد داشت.

    شرح از گنجور

  16. دل عطار امروز به شدت در شگفتی است و در این وضعیت سخت و پر از مشکلات، کسی وجود ندارد که از درد و رنج رهایی یابد.

    شرح از گنجور

متنِ شعر از گنجور.

شناسنامهٔ شعر

قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قافیه
انیست
دفتر
غزلیات
ابیات
۱۶

دیگر روایت‌ها۳

همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو می‌شنوید.

  • خوانش اصلی۴:۴۰
  • خوانش دیگر۴:۵۵
  • خوانش دیگر ۲۴:۵۳
  • خوانش دیگر ۳۴:۴۳

ویدیو

از یوتیوبگشودن در یوتیوب ←

این شعر را دیگران هم خوانده‌اند۱

  • داود آزادطریق عشق جانان

فهرست از گنجور

نسخه‌های خطی۴

دیوان عطار به کوشش بدیع الزمان فروزانفر - فریدالدین محمد عطار نیشابوری - تصویر ۱۹۹دیوان غزلیات و قصاید عطار به کوشش دکتر تقی تفضلی - فریدالدین محمد عطار نیشابوری - تصویر ۹۲۶منتخب اشعار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری (غزلیات، قصاید، منطق الطیر، مصیبت نامه، الهی نامه، اسرار نامه، خسرو نامه، مختار نامه) به اهتمام و تصحیح دکتر تقی تفضلی - فریدالدین محمد عطار نیشابوری - تصویر ۸۴دیوان عطار نیشابوری (قصاید، غزلیات، ترجیعات، ترکیبات و فتوت نامه) حواشی و تعلیقات م. درویش - فریدالدین عطار نیشابوری - تصویر ۲۰۷

تصاویر از موزهٔ گنجور

تصویرها۸

Driven snow blazes across a straight caravan road on the Nishapur plain, every white streak slanting from the same unseen quarter, not a single stroke astray.
Driven snow blazes across a straight caravan road on the Nishapur plain, every white streak slanting from the same unseen quarter, not a single stroke astray.
Snow-ridges run perfectly straight and parallel to the horizon in frost-blue morning light, and across their order one set of footprints wanders crooked.
Snow-ridges run perfectly straight and parallel to the horizon in frost-blue morning light, and across their order one set of footprints wanders crooked.
Standing at the centre of the blowing snow, a Khorasani village woman in a plain woven chador lifts her face into a shaft of white radiance breaking through the cloud, arms loose, wholly at ease while the entire plain…
Standing at the centre of the blowing snow, a Khorasani village woman in a plain woven chador lifts her face into a shaft of white radiance breaking through the cloud, arms loose, wholly at ease while the entire plain…
Snow-light flattens the plain to a bright level field, and at the centre of the road a young Khorasani man faces us with both hands open and empty, nothing left to ask for.
Snow-light flattens the plain to a bright level field, and at the centre of the road a young Khorasani man faces us with both hands open and empty, nothing left to ask for.
Wind moves the winter wheat in long swells like open water, horizon on every side, the road swallowed.
Wind moves the winter wheat in long swells like open water, horizon on every side, the road swallowed.
Silver moonlight lies on a sheet of snowmelt flooding the plain to the vanishing horizon, sky and mirror meeting until the horizon disappears, and a figure stands at centre with his back to all of it, searching the em…
Silver moonlight lies on a sheet of snowmelt flooding the plain to the vanishing horizon, sky and mirror meeting until the horizon disappears, and a figure stands at centre with his back to all of it, searching the em…
Snow banks to either side of a shrine's frontal arch standing alone on the plain, its tilework band blazing with turquoise Persian calligraphy, and beyond the opening there is nothing at all but pure white radiance.
Snow banks to either side of a shrine's frontal arch standing alone on the plain, its tilework band blazing with turquoise Persian calligraphy, and beyond the opening there is nothing at all but pure white radiance.
Footprints cross an unbroken snowfield and simply end at centre, and where they end the snow glows from within, warm white light rising out of the ground, the brightest thing on the plain.
Footprints cross an unbroken snowfield and simply end at centre, and where they end the snow glows from within, warm white light rising out of the ground, the brightest thing on the plain.

دیگر آثار عطار