
شعر
هر که در بادیهٔ عشق تو سرگردان شد
در این شعر، شاعر از عشق و سرگشتگی ناشی از آن سخن میگوید. او بیان میکند که هر کسی که به عشق محبوبش دچار شده، مانند او بیسر و سامان شده است. شاعری که دلش در چنگ زلف محبوب است، نمیتواند در عشق پایدار بماند. او به تجربههای خود اشاره میکند که در برخورد با عشق، انسان از خود بیخود میشود. شاعر به دشواریهای راه عشق اشاره کرده و میگوید که با وجود مشکلات، باشد که عشق او را شاداب و مست کند. او در نهایت تأکید میکند که در این مسیر عاشقی، در دل به عشق محبوبش پنهان شده و نمیتواند به راحتی آن را نشان دهد.
خلاصهٔ شعر از گنجور
هر کسی که در راه عشق تو گم شده، مثل من در پی تو بیهدف و بینظم شده است.
شرح از گنجور
بی سر و پای از آنم که دلم گوی صفت
در خم زلف چو چوگان تو سرگردان شد
من به حدی مجذوب و گیج شدهام که دلم، مانند گویای که در بازی چوگان باشد، بیقرار در پیچ و خم زلفهای تو سرگردان است.
شرح از گنجور
هر کسی که مانند من از میپرست عشق تو نوشید، در بیخبری و شگفتی غرق شد و از خود بیخود شد.
شرح از گنجور
سیر و سلوک در مسیر عشق تو، بدون وابستگی به نام و نشانی بهتر و برجستهتر است. کسی که در این راه گام میگذارد، نمیتواند با داشتن هویتی مشخص، به عمق عشق تو دست یابد.
شرح از گنجور
در جاهای مختلف توقف نکن و نایست؛ زیرا تنها کسی میتواند چهرهٔ هدف و مقصود را ببیند که به انتهای راه برسد.
شرح از گنجور
تا ابد کس ندهد نام و نشان از وی باز
دل که در سایهٔ زلف تو چنین پنهان شد
تا ابد هیچکس نخواهد دانست که او کیست و کجاست، چون دل من در زیر سایهٔ موهای تو بهطور عمیق پنهان شده است.
شرح از گنجور
امروز زیبایی تو را میبینم و این زیبایی چندین برابر است؛ بنابراین عشق تو نیز در دل من چندین برابر شده است.
شرح از گنجور
دوست عزیز، خوشحالم که امروز با وجود چالشها و سختیها، عشق تو باعث شده است که این مشکلات برایم سادهتر و قابل تحملتر شوند.
شرح از گنجور
به خودم میگویم که در برابر نفس کشیدن، پای ثابت بایستم؛ زیرا در حالت رقص، مردی که در مقابل من است، به قدری تحت تأثیر قرار گرفته که به حالت غیرعادی و هیجانزدهای در آمده است.
شرح از گنجور
رو که در مملکت عشق سلیمانی تو
دیو نفست اگر از وسوسه در فرمان شد
در سرزمین عشق، تو مثل سلیمان هستی؛ اگر آگاهی و کنترل بر نفس خود داشته باشی، میتوانی استقامت کنی و وسوسهها را کنار بزنی.
شرح از گنجور
اگر میخواهی مانند عطار در مواجهه با این درد تاب بیاوری، باید مردی باشی که به دنبال درمان است، نه آنکه کسی باشد که در جستجوی درمان به مردانگی نمیرسد.
شرح از گنجور
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- غزل
- وزن
- فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
- قافیه
- انشد
- دفتر
- غزلیات
- ابیات
- ۱۱
دیگر روایتها۱۱
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۳:۴۵
- خوانش دیگر ۳۳:۲۳
- خوانش دیگر ۷۲:۵۹
- خوانش دیگر ۵۳:۴۳
- خوانش دیگر۳:۰۵
- خوانش دیگر ۹۳:۵۸
- خوانش دیگر ۱۱۳:۴۳
- خوانش دیگر ۸۳:۱۸
- خوانش دیگر ۴۳:۴۷
- خوانش دیگر ۲۲:۳۷
- خوانش دیگر ۶۳:۲۷
- خوانش دیگر ۱۰۳:۴۳
ویدیو
نسخههای خطی۴
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۸

















