
شعر
دلی کز عشق جانان دردمند است
در این شعر، شاعر به بیان احساسات عاشقانه و درد و رنجهای ناشی از عشق میپردازد. او تأکید میکند که تنها عاشق حقیقی میداند عشق چه ارزشی دارد و اگر کسی از عشق بگذرد، باید بداند که عشق همیشه در حال مشغولیت و بندگی است. شاعر به عاشقانی که از عشق بیخبرند هشدار میدهد که عشق نمیتواند برایشان سودمند باشد. او در ادامه به مفهوم مستی و شناخت میپردازد و میگوید که هر کسی که به حقیقت عشق پی برد، دیگر ادعای مستی نداشته باشد. در نهایت، شاعر به زاهدان انتقاد میکند و به جای آن دعوت به شادی و مستی میکند. او عشق را از همه مذاهب فراتر میداند و از خواننده میخواهد که به حلقه عاشقان بپیوندد، چرا که در آنجا احساس راحتی و خوشحالی در کنار همسرایان و عاشقان وجود دارد. در کل شعر به اهمیت عشق و لذتی که در آن نهفته است اشاره میشود.
خلاصهٔ شعر از گنجور
دلهایی که از عشق محبوب رنج میبرند، خودشان میدانند که عشق چقدر ارزش دارد.
شرح از گنجور
دلا گر عاشقی از عشق بگذر
که تا مشغول عشقی عشق بند است
ای دل، اگر عاشق هستی، از عشق خود بگذر؛ زیرا در اینجا عشق تو را به خود مشغول کرده و به بند کشیده است.
شرح از گنجور
اگر در عشق از احساسات و عواطف خود خبری نداری، این عشق برای تو بیفایده است.
شرح از گنجور
هر آن مستی که بشناسد سر از پای
ازو دعوی مستی ناپسند است
هر کسی که به واقعیت و ویژگیهای خود آگاه باشد، نمیتواند خود را به عنوان یک فرد مست معرفی کند. در واقع، ادعای مستی از کسی که به خودشناسی رسیده است، نادرست و ناپسند به نظر میرسد.
شرح از گنجور
ز شاخ عشق برخوردار گردی
اگر عشق از بن و بیخت بکند است
اگر از ریشه و بنیان عشق بهرهمند شوی، درخت عشق دیگر هیچ ثمرهای برایت نخواهد داشت.
شرح از گنجور
به دنبال مقام و مقامعالی نباش، چرا که در این دنیا، تاج و جایگاه افرادی که با صداقت و پاکی زندگی میکنند، وابسته به حبس و محدودیتهای این زندگی است.
شرح از گنجور
چو تو در غایت پستی فتادی
ز پستی در گذر کارت بلند است
وقتی که تو به پایینترین درجه زندگی رسیدی، از آن حالت پست میتوانی به تعالی و پیشرفت برسی.
شرح از گنجور
ای زاهد خشک و بی روح، کمی بخند! اگر تو بخندی، زندگی رنگ و جذابیت میگیرد. در غیر این صورت، مثل سنگ سخت و بیاحساس خواهی بود. در این حالت، نه زمان گریه کردن است و نه جایی برای نصیحت و اندیشیدن به مسائل عمیق.
شرح از گنجور
ای دلبر، امروز روز خوشی و شادکامی ماست، چون در دستان ما نوشیدنی لذتبخش و در دهان ما شیرینی است.
شرح از گنجور
می و معشوق و وصل جاودان هست
کنون تدبیر ما لختی سپند است
شراب و محبوب و وصالی که ابدی است، هماکنون تدبیر ما تنها برای لحظهای ستمگرانه است.
شرح از گنجور
بدان که اینجا عشق فراتر از تمام مذاهب و باورهای مختلفی است که وجود دارد.
شرح از گنجور
خرابی دیدهای در هیچ گلخن
که خود را از خرابات اوفگند است
خرابیای را در هیچ گوشهای نمیبینی که خود از آن نابسامانیها به دور باشی.
شرح از گنجور
مرا نزدیک او بر خاک بنشان
که میل من به مشتی مستمند است
مرا نزدیک او بنشان که دل من به کسی از قشر ضعیف و نیازمند تعلق دارد.
شرح از گنجور
مرا در کنار عاشقان شاد و سرمست قرار ده، زیرا جای زاهدان با درد و رنج فراوان است.
شرح از گنجور
بیا و یک لحظه در جمع ما باش، کسی که به خاطر عشق در بند احساساتش است.
شرح از گنجور
امروز هیچ رقیبی برای تو وجود ندارد، و اگر هم رقیبی باشد، از خود نارضایتی دارد.
شرح از گنجور
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- غزل
- وزن
- مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
- قافیه
- نداست
- دفتر
- غزلیات
- ابیات
- ۱۶
دیگر روایتها۳
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۴:۴۰
- خوانش دیگر۴:۲۸
- خوانش دیگر ۲۴:۲۳
- خوانش دیگر ۳۳:۵۵
ویدیو
نسخههای خطی۲
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۱۰

















