نورسانشعر و موسیقیِ پارسی
غزل شمارهٔ ۳۱

چون مرا مجروح کردی گر کنی مرهم رواست

۳:۱۹عطارLost in the Self's Undoing · Attar

شعر

چون مرا مجروح کردی گر کنی مرهم رواست

در این شعر، شاعر با زبانی استعاری و عاطفی از احساسات و تجربیات خود در مورد عشق و جدایی سخن می‌گوید. او از درد و زخم‌های ناشی از عشق می‌گوید و این‌که هر چند مجروح است، امید به مرهم دارد. وجودی مانند یک شبنم که از دریا می‌آید، نماد وابستگی و نیاز به وجود محبوب است. شاعر نشان می‌دهد که حتی در غم و تنهایی، انتظار عشق و شادی برای او طبیعی است و هر لحظه‌ای که محبوب در کنارش نباشد، در واقع یک جدایی محسوب می‌شود. او به عمق این احساسات و چالشی که وجود دارد، اشاره می‌کند و بیان می‌کند که در نهایت همه چیز به فقر وجودی او مربوط می‌شود، فقر احساسی و روحی که تنها با عشق پر می‌شود. شاعر به جست‌وجوی خود و مفهوم حقیقت در عشق می‌پردازد، به این باور رسیدن که در این دنیا جراحات و مرهم‌ها در کنار هم وجود دارند و تجربه واقعی عشق به معنای فراموشی خود، عمیق‌ترین حس است.

خلاصهٔ شعر از گنجور

این شعر ۱۴ بیت دارد؛ در این خوانش ۶ بیت خوانده شده.برای شنیدنِ هر بیت، روی آن بزنید.
  1. زمانی که مرا زخمی کردی، اگر درمانم کنی قابل قبول است. و وقتی که به خاطر عشق تو بمیرم، برگزاری مراسم عزاداری برای مرده‌ای مانند من نیز جایز است.

    شرح از گنجور

  2. من یک شبنم هستم که از دریای بی‌پایان تو نشأت گرفته‌ام. اگر بویی از آن دریا به یک شبنم برسد، کاملاً قابل قبول و مناسب است.

    شرح از گنجور

  3. اگر تنها یک ذره شادی به روحم برسانی، حتی بدون جگر و تپش، هم برایم قابل قبول خواهد بود؛ چرا که دل من بدون تو پر از ناراحتی است.

    شرح از گنجور

  4. چون نیایی در میان حلقه با من چون نگین

    حلقه‌ای بر در زن و گر در نیایی هم رواست

    اگر نمی‌توانی به جمع ما بپیوندی، مانند یک نگین که بر حلقه‌ای است، بر در ما بزن و وارد شو و اگر هم نیایی، اشکالی ندارد.

    شرح از گنجور

  5. وقتی در دنیای عقل و آگاهی هستم، نمی‌توانم با تو ارتباط برقرار کنم، اما وقتی از این دنیای مادی خارج شوم و به عالم دیگر بروم، در آن لحظه ارتباط با تو ممکن است.

    شرح از گنجور

  6. چون در اصل کار عالم هیچکس آن برنتافت

    آنچنان دم کی توان گفتن که در عالم رواست

    هیچ کس نتوانسته است اصل و بنیاد کارهای علمی و جهانی را برعکس کند، پس چگونه می‌توان گفت که هر چیزی در این دنیا درست و مجاز است؟

    شرح از گنجور

  7. در صفت رو تا بدان دم بوک یکدم پی بری

    کان دمی پاک است و پاک از صورت آدم رواست

    در وصف یک شخص می‌گوید که تا زمانی که در حالت عشق و حال است، به دنبال دلنشینی و صفای روحش باش. چرا که آن لحظه‌ای که در پاکی و صفا به سر می‌برد، بسیار ارزشمند و قابل قبول است.

    شرح از گنجور

  8. گر سر مویی جنب را تر نشد نامحرم است

    ظن مبر کاینجا سر یک موی نامحرم رواست

    این معنا به کلی غلط لست

    شرح از گنجور

  9. موی چون در می‌نگنجد کرده‌ای سررشته گم

    گر تو گویی سوزنی با عیسی مریم رواست

    موهایت به قدری زیباست که در هیچ می‌چنند جا نمی‌گیرد. اگر تو بگویی، این زیبایی با عیسی مریم هم قابل مقایسه است.

    شرح از گنجور

  10. اره چون بر فرق خواهد داشت جم پایان کار

    گر فرو خواهد فتاد از دست جام جم رواست

    زمانی که بر سر اینجا مشخص شود که سرنوشت چه خواهد بود، در پایان کار، اگر کسی تدبیر نکند، از دستش فرصتی برای بهره‌برداری از پندهای بزرگ از دست خواهد رفت.

    شرح از گنجور

  11. چون تواند دیو بر تخت سلیمانی نشست

    گر سلیمان گم کند در ملک خود خاتم رواست

    اگر دیو بتواند بر تخت سلیمان بنشیند، این به آن معناست که سلیمان اگر خاتم خود را در پادشاهی‌اش گم کند، خود culpa دارد.

    شرح از گنجور

  12. فقر دارای بنیانی مستحکم است و هیچ چیز دیگری آبرو ندارد. اگر با عزت و قدرت در شرایط فقر قدم برداری، این کار کاملاً قابل قبول است.

    شرح از گنجور

  13. بیش از زنبیل‌بافی سلیمان نیست ملک

    هر که این زنبیل بفروشد به چیزی کم رواست

    در حقیقت، کسی که این زنبیل را بفروشد، ارزش و مقام او کمتر از سلیمان نیست و نمی‌توان به سادگی او را نادیده گرفت. هر کسی که این کار را انجام دهد، کم‌ ارزش نیست.

    شرح از گنجور

  14. عطار در اینجا به این نکته اشاره می‌کند که در این جایگاه معنوی، فرد باید از خویشتن و هویت خود خارج شود، زیرا در چنین وضعیت‌هایی نه زخم‌های روحی وجود دارد و نه درمان لازم برای آنها. در واقع، رسیدن به مقام رضایت و آرامش در این متن به از خود گذشتن و فراموشی درونی نیاز دارد.

    شرح از گنجور

متنِ شعر از گنجور.

شناسنامهٔ شعر

قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قافیه
مرواست
دفتر
غزلیات
ابیات
۱۴

دیگر روایت‌ها۱

همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو می‌شنوید.

  • خوانش اصلی۳:۱۹
  • خوانش دیگر۳:۳۳

ویدیو

از یوتیوبگشودن در یوتیوب ←

نسخه‌های خطی۱

دیوان عطار به کوشش بدیع الزمان فروزانفر - فریدالدین محمد عطار نیشابوری - تصویر ۱۵۶

تصاویر از موزهٔ گنجور

دیگر آثار عطار