
شعر
غزل شمارهٔ ۱۰۴
این شعر ۱۶ بیت دارد؛ در این خوانش ۷ بیت خوانده شده.برای شنیدنِ هر بیت، روی آن بزنید.
اگر صد تیر بر جان تو آید
چو تیر از شست او باشد خطا نیست
از آنجا هرچه آید راست آید
تو کژمنگر که کژ دیدن روا نیست
سر مویی نمیدانی ازین سر
تو را گر در سر مویی رضا نیست
کسی کو روز و شب خوش نیست با او
شبش خوش باد کانکس مرد ما نیست
که باشی تو که او خون تو ریزد
وگر ریزد جز اینت خونبها نیست
درین دریای بی پایان کسی را
سر مویی امید آشنا نیست
تو او را حاصلی و او تورا گم
تو او را هستی اما او تورا نیست
خیال کژ مبر اینجا و بشناس
که هر کو در خدا گم شد خدا نیست
ز حیرت چون دل عطار امروز
درین گرداب خون یک مبتلا نیست
متنِ شعر از گنجور.
تصویرهای این اثر۱۰










نسخههای خطی۴
تصاویر از موزهٔ گنجور









