
شعر
هر که درین درد گرفتار نیست
این شعر به بررسی و توصیف اینکه چگونه عشق واقعی و عرفانی نیازمند رنج و دلسوختگی است میپردازد. شاعر میگوید کسی که در درد و عشق گرفتار نیست، در حقیقت زندگیاش بیمعناست. دلهایی که بینش واقعی ندارند، به حقایق عالم دسترسی ندارند و مانند دیوار بیمعنا هستند. در این راه، انسان باید humble و فروتن باشد وگرنه مانند خاک خوار و ذلیل خواهد شد. عشق واقعی و عمیق تنها در آتش و رنج متجلی میشود و کسی که شایسته واقعیتهای عمیق روحانی است، در زرق و برق دنیوی جایی ندارد. در نهایت، شاعر از خواننده میخواهد که پردههای پندار را بسوزاند و از خودگذشتی کند تا بتواند به حقیقت عشق و وصل دست یابد.
خلاصهٔ شعر از گنجور
هر کسی که به این درد و رنج دچار نیست، وجودش در دو دنیا بیفایده و بیثمر است.
شرح از گنجور
هر کسی که دلش بینش و آگاهی نداشته باشد، چشمانش نمیتوانند او را به درک و تماشای حقیقت برسانند.
شرح از گنجور
هر کسی که از این اتفاق چیزی نفهمد، فقط مثل دیوار است و هیچ عمق و معنایی ندارد.
شرح از گنجور
هر کسی که در مسیر او بیرحم و سنگدل باشد، مانند خاک در برابر باد خوار و حقیر میشود.
شرح از گنجور
ای دل، اگر از عشق سخن بگویی، جایی برای تو جز آتش و زخم نخواهد بود.
شرح از گنجور
این راز عمیق و پیچیده که در دل زیبایی و شگفتی نهفته است، جز یک نوشیدنی تلخ و دردناک چیزی ندارد.
شرح از گنجور
کسی که برای زندگی در مکانهای پایین و بیارزش مناسب است، سزاوار ورود به مکانهای عالی و محترم نیست.
شرح از گنجور
گلخانهای که در آن، دیواری تنها بر روی یک مردی است که رازهای زیادی در خود دارد، نمیتواند پر از گل و زیبایی باشد. اینجا اشاره به نیازی به پاکیزگی و توجه دارد تا بتوان به رازهای عمیق پی برد.
شرح از گنجور
اگر تمایل داری به محبوب حقیقی نزدیک شوی، باید از خود عبور کنی و راهی طولانی را طی کنی.
شرح از گنجور
هرچند که حجاب تو فراتر از اندازه و حد معمول است، اما هیچ مانعی مانند تصور و اندیشه خودت وجود ندارد.
شرح از گنجور
پندارهای ذهنیات را کنار بگذار و بدان که در هر دو جهان، این کار بهتر از دیگر کارهاست.
شرح از گنجور
نمیخواهی از زندگیات صدا و هیاهو بسازی، پس در جستجوی یار خود نباش که او وجود ندارد.
شرح از گنجور
در این ماجرا، هیچکس بیخبر و مشتاقتر از دل عطار نیست که به خاطر آرزوهای بیاساسش سوخته است.
شرح از گنجور
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- غزل
- وزن
- مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
- قافیه
- ارنیست
- دفتر
- غزلیات
- ابیات
- ۱۳
دیگر روایتها۱
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۴:۴۹
- خوانش دیگر۴:۵۵
ویدیو
نسخههای خطی۳
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۱۰


















