
شعر
من شمع لرزانم
شاعر در این شعر به احساس تنهایی و غم خود در شبها میپردازد. او مانند شمعی لرزان در تاریکی شب، نگران و آشفته است. شب برای او زمان سختی است که باعث میشود با احساسات عمیقتری روبرو شود. شاعر از درد و رنجش میگوید و در جستجوی آرامش و محبت از معشوقش است. او انتظار دارد تا با نالهها و دردهایش قلب معشوق را نیز به درد بیاورد و دلش را به پای او ریزد. در واقع، شب برای او نمادی از غم و جدایی است و او در تلاش است تا با یاد معشوق، بر این غمها غلبه کند.
خلاصهٔ شعر از گنجور
من شمعی هستم که در تاریکی میلرزد و از شب و تاریکی فراریام.
شرح از گنجور
به خاطر اندوهی که دارم، طاقت و تسکینم بیشتر میشود.
شرح از گنجور
بلایی به جانم افتاده که در شب احساس تنهایی و غم میکنم.
شرح از گنجور
وقتی شب فرا میرسد، داستانپرداز وارد میشود.
شرح از گنجور
تنهایی به حدی به من فشار آورده که جانم به لبم رسیده است.
شرح از گنجور
وای از شب من
آه از شب من، که پر از غم و تنهایی است.
شرح از گنجور
هر شب از آسایش خود فاصله میگیرم و با پرنده شب همصدا میشوم.
شرح از گنجور
این بیت به بیان حالتی از فقر و مشکلات زندگی اشاره دارد. در آن، احساس ناتوانی و تنگدستی بیان شده و نشاندهنده وضعیتی است که فرد در برابر سختیها و کمبودهاست. این احساس میتواند حس درماندگی و تلاش برای غلبه بر موانع را به تصویر بکشد.
شرح از گنجور
هر شب به میخانه میروم تا کمی از شراب بنوشم و از لبهای دلخواه لذت ببرم.
شرح از گنجور
لبان شیرین من، ای کاش از شب تاریک من خبر نداشتی.
شرح از گنجور
وای از شب من
ای کاش از شب تاریک من خبری نداشته باشی.
شرح از گنجور
من تمام خواستهام تو هستی، تویی که مهربانی. تو نور روشنی در جمع منی و شادی دل من نیز در وجود توست.
شرح از گنجور
میخواهم با خداوند درباره دل خستهام صحبت کنم و درد و نالههایم را بیان کنم تا از طریق این نالهها، تو را با کسانی که دلشان شکسته است، آشنا سازم.
شرح از گنجور
من جانم را برای تو فدای میکنم و برای تو از پا درمیآیم. دیگر چه آرزویی داری؟ دل من فقط به تو نگاه میکند و روزها و شبهایم با یاد تو سپری میشود، مانند شیرینی که بر لبانم نشسته است.
شرح از گنجور
وای از شب من
آه از شب من! شبهای تاریک و پر از غم و اندوه من.
شرح از گنجور
دل شاعر مانند شمعی است که در سحرگاه میسوزد و در این لحظه، احساساتی عمیق را تجربه میکند. این تصویر به بیان زودگذر بودن لحظات و شور و شوق عشق اشاره دارد.
شرح از گنجور
شب ها به غم مبتلا شوم
با مرغ شب هم نوا شوم
شبها در غم و اندوه غرق میشوم و همزمان با آواز پرنده شب همصدایی میکنم.
شرح از گنجور
از بینوایی
زندگی پر از رنج و فقر است و در کنار آن، ناآگاهی و مشکلات اجتماعی نیز وجود دارد. انسانها ممکن است در این وضع گرفتار شوند و نتوانند از عهده مشکلات خود برآیند.
شرح از گنجور
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- وزن
- مستفعلتن مستفعلتن
- دفتر
- ترانهها و نغمهها
- ابیات
- ۱۸
دیگر روایتها۱
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۴:۳۵
- خوانش دیگر۳:۵۹
ویدیو
نسخههای خطی۱
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۱۰













