
شعر
ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست
در این شعر، شاعر به تکرار و بازیابی مفاهیم خیال و واقعیت میپردازد و از ناپایداری و سختیهای عشق و زندگی سخن میگوید. او به دنبال شراب ناب در ساغر هستی است، اما میبیند که آن تنها خوناب است و زندگی در خیالات خوشتر میگذرد. شبها همچون شمعی در آتش، دچار رنج و سختی است و در دریای اشک غرق است. شاعر میگوید که در میان بلایای دنیا، کسی که داناست، از حوادث آزاد است. همچنین به عشق و وفاداری اشاره میکند و تأکید دارد که اگرچه زیباییهای دنیا در دسترس است، زیبایی واقعی در وفا و محبت است. او به جدایی و فاصله میان عاشق و معشوق فکر میکند و میگوید که بدون عشق، آسایش و آرامش از دست میرود. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که در ملک عشق، راحتی وجود ندارد و باید با سختیها دست و پنجه نرم کرد.
خلاصهٔ شعر از گنجور
ای ساقی! شراب واقعی در ساغر هستی نمیباشد و آنچه در جام شفق میبینی، چیزی جز خون و اندوه نیست.
شرح از گنجور
زندگی در دنیای خیال و توهم بهتر است، زیرا سپیدهدم روشنایی ندارد و زیبایی سایهی مهتاب را ندارد.
شرح از گنجور
در این بیت، شاعر بیان میکند که به خاطر درد و ناراحتیاش، لحظهای نمیتواند آرامش پیدا کند. او خود را مانند شمعی در میان آتش میبیند که امکان خواب و استراحت ندارد، زیرا شعلههای آتش او را میسوزانند و نمیگذارند استراحت کند.
شرح از گنجور
مردم چشمم فروماندهست در دریای اشک
مور را پای رهایی از دل گرداب نیست
مردم چشمم در دل دریای اشک غرق شدهاست و مانند موری در گردابی، از رهایی بیبهره است.
شرح از گنجور
خاطر دانا ز طوفان حوادث فارغ است
کوه گردونسای را اندیشه از سیلاب نیست
ذهن روشن و آگاه تحت تأثیر حوادث و مشکلات قرار نمیگیرد، همانطور که کوه بزرگ از طغیانی که ممکن است در دشتها اتفاق بیفتد، نگران نیست.
شرح از گنجور
ما به آن گل از وفای خویشتن دل بستهایم
ورنه این صحرا تهی از لالهٔ سیراب نیست
ما به خاطر وفاداری که به خود داریم به آن گل دل بستهایم، وگرنه این بیابان خالی از لالههای سیراب نیست.
شرح از گنجور
آنچه نایاب است در عالم وفا و مهر ماست
ورنه در گلزار هستی سرو و گل نایاب نیست
در دنیای عشق و دوستی، چیزهایی که کمیاب و ارزشمند هستند، همان وفا و مهربانی ماست. در حالی که در زندگی، پیدا کردن زیباییها و نعمتها مانند سرو و گل کار دشواری نیست.
شرح از گنجور
اگر تو به ما وابسته نیستی، ما به تو علاقهمندیم. و اگر تو به دوری از ما میتوانی صبر کنی، ما دیگر طاقت دوریات را نداریم.
شرح از گنجور
گفتی که بعد از این در خواب چهره مرا خواهی دید، اما چشمان عاشق برایت روشنایی و حقیقتی در دل دارند و خواب و خیال نیستند.
شرح از گنجور
زیبایی صبح، خوشحالی گل و صدای دلنواز چنگ وجود دارد، اما چون دوستان در کنار نیستند، این لذتها حس و معنای دیگری پیدا نمیکنند.
شرح از گنجور
در جستجوی آرامش، در دنیای عشق انتظار نداشته باش که آرامش را در دریای بیپایان پیدا کنی.
شرح از گنجور
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- غزل
- وزن
- فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
- قافیه
- ابنیست
- دفتر
- غزلها - جلد اول
- ابیات
- ۱۱
دیگر روایتها۱
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۳:۴۸
- خوانش دیگر۲:۴۳
ویدیو
این شعر را دیگران هم خواندهاند۲
- علیرضا قربانی — تصنیف ساغر هستی
- هایده — آواز (زندیقه)
فهرست از گنجور
نسخههای خطی۱
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۱۰













