
شعر
غزل شمارهٔ ۲۵۶
این شعر ۱۱ بیت دارد؛ در این خوانش ۶ بیت خوانده شده.برای شنیدنِ هر بیت، روی آن بزنید.
بی سر و پای از آنم که دلم گوی صفت
در خم زلف چو چوگان تو سرگردان شد
سالک راه تو بی نام و نشان اولیتر
در ره عشق تو با نام و نشان نتوان شد
در منازل منشین خیز که آن کس بیند
چهرهٔ مقصد و مقصود که تا پایان شد
رو که در مملکت عشق سلیمانی تو
دیو نفست اگر از وسوسه در فرمان شد
همچو عطار درین درد بساز ار مردی
کان نبد مرد که او در طلب درمان شد
متنِ شعر از گنجور.
تصویرهای این اثر۱۰










نسخههای خطی۴
تصاویر از موزهٔ گنجور









