
شعر
ای غنچه خندان چرا خون در دل ما میکنی
در این شعر، شاعر از غنچهای خندان سوال میکند که چرا با لبخندش دل او را میآزارد. او به غنچه میگوید که با وجود زیباییاش، بر درد و رنج او میافزاید. شاعر به صحنههایی از عشق و دوستی اشاره میکند و ناراحتیاش را از رفتارهای ناشیانهای که به خود و دیگران آسیب میزند، بیان میکند. او از فقدان امید و آیندهای روشن سخن میگوید و به آتش اشتیاق و درد درون خود اشاره میکند. در انتها، شاعر به عدم تسکین دردش توسط غمها و مشکلات اشاره میکند و به شوق و زیباییهای زندگی و عشق در کنار غم و درد میپردازد.
خلاصهٔ شعر از گنجور
ای گل زیبا، چرا با خوشحالیات دل ما را میشکنی؟ تو خود را به زحمت میاندازی و ما را از خود دور میکنی.
شرح از گنجور
از تیر کجتابی تو آخر کمان شد قامتم
کاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا میکنی
بدلیل انحراف تیر کجتابی تو، قامت من به وسعت کمان تغییر کرده است. ای آسمان، چرا اینقدر با ما بدرفتاری میکنی؟
شرح از گنجور
ای شمعی که با نسیم میرقصی، چرا بر آتش میزنی؟ پروانه را با دوستات مهربانی کن، نه مثل دشمنان که با آنها سازگاری میکنی.
شرح از گنجور
آتش پرید از تیشهات امشب مگر ای کوهکن
از دست شیرین درددل با سنگ خارا میکنی
امشب انگار آتش از تیشهات خارج شده است، آیا تو که کوهکن هستی، از درد دلت که به شیرین مربوط میشود، با سنگ سخت در حال صحبت هستی؟
شرح از گنجور
چگونه میتوانی با کسی مثل من که احساسات لطیفی دارد، با ناز و ابرو کشیدن از اندوه سخن بگویی، ای غزال وحشی؟ اما زیبایی که در این کار دارد، قابل ستایش است.
شرح از گنجور
امروز ما انسانهای بیچاره امیدی به فردا نداریم. تو این را میدانی و هنوز با ما در مورد امروز و فردا صحبت میکنی.
شرح از گنجور
دیدم به آتشبازیات شوق تماشایی به سر
آتش زدم در خود بیا گر خود تماشا میکنی
من در تماشای تماشایی آتشبازیات شوقی پیدا کردم و از آن رو در درون خود آتشی به وجود آوردم. بیا، اگر خودت را تماشا میکنی، به درونم بیا.
شرح از گنجور
آه سحرگاه ترا ای شمع مشتاقم به جان
باری بیا گر آه خود با ناله سودا میکنی
در صبحگاه غمگین و پر از آرزو، آرزو دارم که تو ای شمع نورانی، با من بیایی. اگر تو در دل خود نالههای عاشقانهای داری، به قلب من نیز آن را منتقل کن.
شرح از گنجور
ای غم، بگو در نهایت کجا باید بروم تا دیگر نتوانی مرا پیدا کنی؛ حتی در گوشه میخانه هم تو سراغ من را میگیری.
شرح از گنجور
در اینجا شاعر به زیبایی و جذابیت خاصی اشاره میکند که در میان بلبلان و گلها وجود دارد. او به این نکته اشاره میکند که در کنار این زیباییها، یک فرد خاص وجود دارد که با کلام شیرین و رفتار خود همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد و فضایی پر از هیجان و شور ایجاد میکند.
شرح از گنجور
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- غزل
- وزن
- مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
- قافیه
- امیکنی
- دفتر
- گزیدهٔ غزلیات
- ابیات
- ۱۰
دیگر روایتها۱
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۴:۰۵
- خوانش دیگر۳:۳۸
ویدیو
نسخههای خطی۱
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۱۰











