
بده دانه که مرغ آمد به دامت
شعر
شبی از جمله شبهای بهاری
این شعر به توصیف شب بهاری و شوق و حظی میپردازد که در فضایی با حضور معشوق و مینوشی به وجود میآید. در این شب زیبا، با مهتاب و باغهای پر گل، حاضران در حال مستی و شادی هستند. شاعر به زیباییهای معشوق خود و لحظات عاشقانه اشاره کرده و از حسرتها و دوریها میگوید. او به عشق و لذتی اشاره میکند که همواره باید در لحظه حاضر زندگی کرد و به آینده فکر نکرد. در کنار این توصیفهای زیبا، نکاتی از زندگی، عشق و خوشیها و اندوهها نیز منتقل میشود. این شعر به آرامش و خوشی در کنار عشق میپردازد و بر اهمیت زندگی در لحظه تأکید میکند.
خلاصهٔ شعر از گنجور
شبی از شبهای زیبا و دلانگیز بهاری پیش آمد که در آن اتفاقات خوب و خوشایندی رخ داد و شانس به یاری من آمد.
شرح از گنجور
شب به قدری روشن است که مانند روز به نظر میرسد، انگار جامی در دست ماه است که نورش را به شب میبخشد.
شرح از گنجور
شاه با صبر و تحمل خود، به هدفی که در سر داشت نزدیکتر شد و آرزوهایش را دقیقتر و مشخصتر کرد.
شرح از گنجور
او لبانش را بوسید و گفت: ای معشوقهام، به من عطا کن که تو کنیز تو هستم و در انتظار توام. مرغ عشق به دام تو آمده است.
شرح از گنجور
شکر به خاطر لطفی که دریافت کرده بود، پاسخی داد که همانند صدای طبرزد بود.
شرح از گنجور
دلِ من به شدت در anguish است، به من بگو چطور میتوانی در کنارت احساس آرامش کنم و حفاظی برای جانم بسازی.
شرح از گنجور
به سرعت به سمت تو رفتم تا بتوانم به تو برسم و دستت را بگیرم.
شرح از گنجور
نگویم که به وفاداری سوگند میخورم، فقط به همین بهانه قطرههای سرمستیام را بکش و دلنشینی را از من بستان.
شرح از گنجور
در کنارم مانند گلها، صفا و نشاط بیاور، چون میدانی که دوری تو چه درد و رنجی به من داده است.
شرح از گنجور
وقتی که با تو همراه شوم، مثل یک کمر طلا میشوم و وقتی با تو بخندم، زندگیام شیرین میشود.
شرح از گنجور
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- قصیده
- وزن
- مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
- دفتر
- خسرو و شیرین
- ابیات
- ۱۸۲
ویدیو
نسخههای خطی۲
تصاویر از موزهٔ گنجور
تصویرها۱۰










