
شعر
طی زمان کن ای فلک ، مژدهٔ وصل یار را
در این شعر، شاعر از امید و انتظار به وصال محبوب سخن میگوید. او از بیم گذر عمر و شبهای طولانی انتظار گلهمند است و چشم به راه وصالی است که در دلش امید را زنده نگه میدارد. شاعر به سراغ میخوارگی میرود و از زهر عشق که به او چشانده شده، صحبت میکند و این حالت را مایه حسرت دیگران میداند. در نهایت، او از شدت عشق و احساساتی که در دل دارد، به دشواریهای عشق اشاره میکند و از نشانههای عاشقی میگوید که در وجودش حس میکند.
خلاصهٔ شعر از گنجور
ای آسمان، زمان را سپری کن و خبر وصال محبوب را برسان. کمی از این شب طولانی انتظار را کم کن.
شرح از گنجور
زندگی به گمان دیدن کسی به پایان رسیده است، در حالی که من هنوز منتظر بازگشت آن فرد، با تمام امید، هستم.
شرح از گنجور
هم تو مگر پیالهای، بخشی از آن می کهن
ور نه شراب دیگری نشکند این خمار را
در اینجا شاعر به نوعی از وضعیت خود اشاره میکند. او میگوید که تنها با وجود یک نوشیدنی قدیمی و خاص، میتواند حالش بهتر شود. در غیر این صورت، هیچ چیز دیگری نمیتواند او را از حالت خماری و غم رها کند. این بیان حکایت از وابستگی به یک چیز خاص و ارزشمند دارد که میتواند تسکینی برای دردها و مشکلاتش باشد.
شرح از گنجور
از آنجا که من زهر تلخ تو را نوشیدم، دیگران به من غبطه میخورند، زیرا من با لذت این شراب دردناک را مینوشم.
شرح از گنجور
نیمهای از آتش عشق به اندازهای زیاد است که اگر از زمین آسایش به آسمان برود، میتواند تمامی اعتبار و ارزشها را تحت تأثیر قرار دهد.
شرح از گنجور
اگر تو عاشق هستی، نشان دیگری از وجود تو باید باشد؛ زیرا نشانهی عشق، دل سوخته و دردمند است.
شرح از گنجور
متنِ شعر از گنجور.
شناسنامهٔ شعر
- قالب
- غزل
- وزن
- مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
- قافیه
- اررا
- دفتر
- غزلیات
- ابیات
- ۶
دیگر روایتها۱
همین شعر، با همین ساز و آواز، چند بار خوانده شده. روایتِ اصلی آن است که در ویدیو میشنوید.
- خوانش اصلی۳:۱۴
- خوانش دیگر۳:۰۸
ویدیو
تصویرها۱۰









