
شعر
بخش ۱ - سرآغاز
ما نیِ بریده از نیستانیم؛ هر نالهای که میکنیم، شوقِ بازگشت است.
نی، خودِ ماست. صدایی که از او میآید، شرحِ همان جدایی است که هر کس در خود دارد.The reed is us. What sounds like music is an account of a separation each of us is carrying.شرح از نورسان
هر کس این ناله را میشنود گریهاش میگیرد، چون این زخم را همه دارند. جدایی، دردِ مشترکِ آدمی است.Everyone who hears this cry weeps, because everyone carries the same wound. Separation is the common human pain.شرح از نورسان
این درد را جز کسی که خود شکسته باشد نمیتواند بگوید؛ شنیدنش هم دلی میخواهد که زخم را چشیده باشد.Only someone who has been broken can speak of this pain, and only a heart that has tasted the wound can hear it.شرح از نورسان
هر چه از خانه دور بیفتد، راه بازگشت را میجوید. این بیقراریِ ما هم، همان جستوجوست.Whatever is carried far from home looks for the way back. Our own restlessness is that search.شرح از نورسان
عشق هم دیوانگیِ ماست هم درمانِ ما. همان چیزی که بیقرارمان میکند، تنها چیزی است که آراممان میکند.Love is both our madness and our cure. The very thing that makes us restless is the only thing that settles us.شرح از نورسان
آنچه هست اوست؛ و منِ جداگانهٔ عاشق، پردهای است بر روی او. تا این پرده هست، دیدن نیست.What exists is Him, and the lover's separate self is a curtain drawn across Him. While the curtain hangs, there is no seeing.شرح از نورسان
متنِ شعر از گنجور.
تصویرهای این اثر۸








نسخههای خطی۱۳
تصاویر از موزهٔ گنجور







